سال ، هر كجا وقت نماز به تو رسد ، نماز كن كه زمين همه مسجد من است
جعلت لى الارض مسجدا و طهورا
، به خلاف آن كه بنى اسرائيل را بوده ، چه ايشان را نماز روا نبودى الَّا در مسجد .
و روايت كردهاند كه : چون خداى تعالى آدم را به زمين فرستاد او در زمين مىگشته ( 1 ) ، كنّى ( 2 ) و پوششى نبود كه او را سايه كردى ، تابش آفتاب در او اثر كرد و او را سياه كرد . او يك روز به اندام خود فرو نگريد ( 3 ) آن سياهى ديد ، در خداى بناليد از آن و از رنج آفتاب ، خداى تعالى از آسمان براى او بيت المعمور بفرستاد ، و اين خانه بر طول و عرض و عمق خانه كعبه از پاره ياقوت سرخ آفريده ( 4 ) ، آدم در آن جا شد و از گرما بياسود ، گفت : بار خدايا ! به اين سياهى اندام چه كنم ؟ حق تعالى گفت :
سيزدهم ماه و چهاردهم و پانزدهم ( 5 ) روزه دار . او يك روز روزه داشت ، ثلثى ( 6 ) اندامش سپيد ( 7 ) شد ، دوم ( 8 ) روز روزه داشت ، دو بهر از اندامش سپيد ( 9 ) شد . سهام ( 10 ) روز روزه داشت همه اندامش سپيد ( 11 ) شد ( 12 ) ، لذلك سميت ايّام البيض ، اين سه روز را براى آن ايّام البيض خوانند .
اين جا اشارتى است ، و آن آن است كه اگر به روزه اين ايّام اندام آدم سپيد ( 13 ) شد ، اولى و احرى كه به روزه اين روزها صحيفه اعمال تو از گناه سپيد ( 14 ) شود .
و آن خانه همچنان بود تا ايّام طوفان نوح ( 15 ) ، [ 443 - ر ] خداى تعالى فرمود تا به آسمان چهارم بردند و بنهادند برابر خانه كعبه ، چنان كه اگر ( 16 ) از روى مثل ، رسنى فرو گذارند از آن جا به پشت ( 17 ) خانه كعبه رسيد همچنان بود تا آنگه كه خداى تعالى ابراهيم را فرمود كه خانه بر آر ، قوله : * ( لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً ) * .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مىگشت .
( 2 ) . وز : ركنى ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب : فرو نگريست ، مر : نگاه كرد .
( 4 ) . مب : آفريد .
( 5 ) . مب ماه .
( 6 ) . دب ، مب ، مر از .
( 14 - 13 - 11 - 9 - 7 ) . فق ، مب ، مر : سفيد .
( 8 ) . مب : دويم .
( 10 ) . دب ، فق ، مب ، مر : سيم .
( 12 ) . آج ، لب ، فق و .
( 15 ) . مر بعد از آن .
( 16 ) . مج ، وز : دگر ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 17 ) . مر بام .