* ( إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ ) * - الاية ، عبد اللَّه عبّاس گفت رؤساى جهودان گفتند :
تو دانى اى محمّد كه ما اوليتريم به ابراهيم از تو و جز تو ، و ابراهيم بر دين ما بود و تو را حسد حمل مىكند بر آن كه با ما مساعدت نمىكنيد ( 1 ) ، خداى تعالى به ( 2 ) ردّ بر ايشان اين آيت فرستاد .
عبد اللَّه عبّاس به روايت كلبى عن ابي صالح و شهر بن حوشب و محمّد بن اسحاق روايت كردند از صحابه رسول ( 3 ) كه : چون جعفر بو طالب ( 4 ) - رحمة اللَّه عليهما - و اصحابش هجرت كردند و به حبشه رفتند و آن جا مقام كردند ( 5 ) ، و رسول - عليه السلام - به مدينه آمد و وقعه ( 6 ) بدر بيوفتاد ( 7 ) ، و مشركان قريش و جماعتى معروفان كشته شدند ، و آن جا قريش در دار النّدوة حاضر آمدند و راى زدند و گفتند : اگر ما خواهيم ما ( 8 ) از محمّد و اصحاب او انتقامى كشيم جز از جهت نجاشى نباشد مالى جمع كردند و مبلغى تحف و هدايا بر دست عمرو بن العاص ، و عمارة بن ابي معيط بفرستادند بنزديك نجاشى ، و ايشان را پيغام دادند كه اين جماعت كه از ما گريختهاند و به شهر تو آمدهاند ( 9 ) ، مردمانىاند در دين مخالف تو ، بر تو و مذهب تو طعنه زننده و قدح كننده در ( 10 ) عيسى مريم ، بايد كه ايشان را بفرمايى ( 11 ) گرفتن و به دست ما باز دادن ، و از اين معنى چيزها گفته .
ايشان از ره ( 12 ) دريا به حبشه آمدند . چون در نزديك نجاشى شدند ، او را سجده كردند و تحيّت كردند ، و سلام قوم خود برسانيدند و بگفتند : ما مردمانى دوستدار ( 13 ) و هوا خواه توايم ، و نصيحت مىكنيم تو را كه خويشتن ( 14 ) بر حذر دارى از قوم اين مرد ساحر كذّاب كه در ( 15 ) ما بر خاسته است و ( 16 ) دعوى نبوّت مىكند ، و تبعى ( 17 ) و لشكرى
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نمىكنى / نمىكنيد .
( 2 ) . مر : ندارد .
( 3 ) . مر : حضرت رسول ، آج ، لب ، فق عليه السلام .
( 4 ) . وز : جعفر بن ابى طالب .
( 5 ) . مب ، مر : مقام ساختند .
( 6 ) . لب ، فق ، مب ، مر : واقعه .
( 7 ) . دب ، مب : بيفتاد ، مر : افتاد .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تا .
( 9 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر : آمده .
( 10 ) . آج : بر .
( 11 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق : بفرماى .
( 12 ) . مب ، مر : راه .
( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دوست .
( 14 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را .
( 15 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر .
( 16 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه .
( 17 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر : تيغى .