روزى گفتند ( 1 ) : يا رسول اللَّه ( 2 ) ! بهتر از مادر جهان كيست ؟ چون گرسنه شويم تو ما را طعام دهى ، و چون تشنه شويم تو ما را آب دهى ، و در صحبت ( 3 ) خدمت تو با تو مىگرديم ، و عجايب مىبينيم . عيسى - عليه السلام - گفت : از شما بهتر آن باشد كه از كسب دست خود خورد . ايشان بيامدند و اختيار گازرى كردند . جامه مردمان مىشستند و مزد بر آن كه مىستدند « قناعت مىكردند .
ضحّاك گفت : ايشان را براى آن حوارىّ ( 5 ) خواندند ( 6 ) ، لصفاء قلوبهم و نقائها ، براى آن كه دلهايشان ( 7 ) صافي بود .
عبد اللَّه مبارك گفت ( 8 ) : براى آن كه نورانى بودند ، اثر نور و عبادت بر روى ايشان پيدا بود ، قال اللَّه تعالى : سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ( 9 ) .
و اصل « حور » بنزديك عرب سپيدى ( 10 ) باشد ، يقال : رجل احور و امراة حوراء و رجال و نساء حور ، للشّديد ( 11 ) بياض العين . و نان ( 12 ) سپيد ( 13 ) را حوّارى گويند ، و زن سپيد ( 14 ) روى با جمال را حواريّه گويند ، قال الحارث بن حلَّزة :
فقل للحواريّات يبكين غيرنا
و لا تبكنا الَّا الكلاب النّوابح
و قال الفرزدق :
فقلت انّ الحواريّات تعطفه
اذا تزيّنّ من تحت الجلابيب
ابن عون گفت : پادشاهى از جمله پادشاهان طعامى ساخت و مردمان صالح را جمع كردند و عيسى - عليه السلام - در آن ميان بود . پادشاه به عيسى مىنگريد ( 15 ) . او از ( 16 )
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : گفتندى .
( 2 ) . مب : يا روح اللَّه .
( 3 ) . دب ، مب و .
( 4 ) . وز : و مزد كه بر آن مىستدند و ، دب : و مزدى كه مىستدند بدان ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و مزدكى بر آن مىگرفتند و .
( 5 ) . مب ، مر : حواريّان .
( 6 ) . دب ، مب : خوانند .
( 7 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دلهاشان .
( 8 ) . مب : عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه مبارك گفتند .
( 9 ) . سوره فتح ( 48 ) آيه 29 .
( 10 ) . دب : سپيد ، فق ، مر : سفيدى ، مب : سفيد .
( 11 ) . مج : شديد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . وز : و زنان .
( 14 - 13 ) . فق ، مب ، مر : سفيد .
( 15 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مىنگريست .
( 16 ) . وز : و از .