و قال تعالى : وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ ( 1 ) . . . ، اى مع اموالكم . و حسن بصرى و ابو عبيده گفتند : « الى » به معنى « في » ( 2 ) است ، اى من انصاري في اللَّه و في سبيل اللَّه ، قال طرفة :
و ان تلتقى الحىّ الجميع تلاقني
الى ذروة البيت الكريم المصمّد
اى في ذروة . و « الى » هر جايى به معنى مع نباشد ، مگر آن جا كه در او اضافه و مصاحبت باشد ، و معنى آن بود كه : من انصاري مضافا الى اللَّه ، يعنى خداى مرا خود ( 3 ) يار است ، كيست كه رغبت كند كه با خداى يار شود در يارى من ! جبّائي گفت : « الى » به معنى « لام » است ، چنان كه گويند : هديته [ 427 - پ ] لكذا و الى كذا ، قال اللَّه تعالى : قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّه يَهْدِي لِلْحَقِّ ( 4 ) .
* ( قالَ الْحَوارِيُّونَ ) * ، گفتند حواريّان . مفسران خلاف كردند در آن كه حواريّان كه بودند ، و چرا ايشان را حوارىّ خواندند .
سدّى گفت : ملَّاحان و صيّادان دريا بودند - چنان كه شرح داديم - و اين روايت سعيد جبير است از عبد اللَّه عبّاس ( 5 ) ، گفت : براى آن حوارىّ خواند ( 6 ) ايشان را لبياض ثيابهم ، براى آن كه سپيد ( 7 ) جامه بودند ( 8 ) .
عطا گفت : مادر او را به دكّان گازران و رنگرزان ( 9 ) داد ( 10 ) تا پيشه بياموزد ، و او به دكّان رئيس صبّاغان بود و جامه بسيار در دكّان او جمع شده بود . عيسى را گفت :
مرا روزى چند به دهى كارى هست آن جا خواهم رفتن ، و اين جامهها را علامت بر كردهام هر يكى ( 11 ) به رنگى مىبايد كه بر آن رنگ علامت دارد ، و او برفت .
عيسى - عليه السلام - جمله در خم ( 12 ) نيل نهاد و رها كرد و گفت : اللَّهم اخرجها على
هامش
( 1 ) . سوره نساء ( 4 ) آيه 2 .
( 2 ) . مر : مع .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خداى خود مرا .
( 4 ) . سوره يونس ( 10 ) آيه 35 .
( 5 ) . دب و .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر : خواندند ، مب : خوانند .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سفيد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مر : بودندى .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : رنگرزان .
( 10 ) . مب : دادى .
( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر را .
( 12 ) . دب : جمله جامه درخت .