كردن ، و به عبادات او قيام كردند .
* ( فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ ) * ، اى علم و وجد بالحاسة و راى . بدانست و به حواسّ بيافت و علاماتش ( 1 ) بديد و از ديگران بشنيد .
فرّاء گفت : وجد ( 2 ) . ابو عبيده گفت : عرف . مقاتل گفت : راى ، نظيره قوله : هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ ( 3 ) . . . ، و قوله : فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا ( 4 ) . . . ، مفسران گفتند و آنگه بيشتر اظهار كفر كردند كه قصد كشتن او كردند . او مادر را ( 5 ) بر گرفت و بگريخت كه « الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين » ( 6 ) .
سدّى گفت : سبب آن بود كه جهودان بنى اسرائيل به حجّت با عيسى بر نيامدند ( 7 ) ، قصد كشتن او كردند ، او بگريخت و به ديهى آمد ، و مريم مادرش با او بود .
در سراى مردى فرود آمدند كه زنى داشت . روزى اين مرد در سراى آمد ( 8 ) دل تنگ ، و با زن ( 9 ) چيزى بگفت و زن نيز دل تنگ شد . مريم گفت : اين شهور تو چرا دل تنگ است ؟ و با تو چه گفت كه تو دل تنگ شدى ؟ گفت : آفتى و بلايى كه با تو گفتن سود ندارد . مريم - عليها السلام - گفت : با من بگو كه باشد كه بنزديك من فرجى بود آن را . گفت : چگونه ؟ گفت : اين پسر من مجاب الدّعوة ( 10 ) است ، خداى را دعا كند تا خداى كفايت كند .
گفت : بدان كه اين پادشاه ولايت ما هر يك چند مؤونت خود و لشكر بر كسى افگند و به خانه او فرود آيد با جمله لشكر ( 11 ) و آن كس را مستأصل كند ، اكنون كس فرستاده است كه من و لشكر ( 12 ) جمله اين جا ( 13 ) مىآييم و ما طاقت آن نداريم . مريم - عليها السلام - گفت ( 14 ) : من پسرم را بگويم تا دعا كند تا خداى تعالى كفايت كند .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : علامتش .
( 2 ) . دب ، مب ، مر : وجده .
( 3 ) . سوره مريم ( 19 ) آيه 98 .
( 4 ) . سوره انبيا ( 21 ) آيه 12 .
( 5 ) . لب ، فق ، مب ، مر : مادر او را .
( 6 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : الانبياء .
( 7 ) . دب و .
( 8 ) . مب : در سراى خود در آمد .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر خود .
( 10 ) . فق ، مب : مستجاب الدّعوه .
( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر خود .
( 12 ) . مر من .
( 13 ) . آج ، لب ، مب ، مر : بدان جا ، فق : بدين جا .
( 14 ) . آج ، لب ، فق كه .