خداى باشد متغيّر نبود از حال به حال از طفولت « به كهولت و آن ( 2 ) به شيخوخت .
امّا اظهار معجز در آن حال در او چند قول گفته [ اند ] ( 3 ) : يكى آن كه خداى تعالى عيسى را در آن حال كمال عقل بداد تا او نظر كرد و خداى را شناخت ( 4 ) ، و خداى به او وحى كرد و اين كه گفت : آتانِيَ الْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ( 5 ) ، بر حقيقت خود بود ، چون او دعوى نبوّت كرد ، خداى تعالى براى تصديق او اظهار معجز كرد و او را به سخن آورد پيش از وقت ، و اين اختيار جبّايى است .
و ابن الأخشاد گفت : آن بر سبيل تقرير و تأسيس نبوّت ( 6 ) بود و جارى مجرى بشارت ، و انباء از نبوّت او . و گفتهاند : بر سبيل معجزه مريم بود براى براءت ساحت او از آنچه او را به آن متّهم كردند ، و هر سه وجه بنزديك ما رواست .
* ( قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ ) * ، مريم گفت : « ربّ » خطاب ( 7 ) امّا با جبريل است ، و « ربّ » به معنى سيّد است ، و امّا با خداى تعالى - چنان كه برفت ( 8 ) . * ( أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ ) * ، مرا چگونه فرزند باشد ؟ اگر گويند : اين چه تعجّب بود كه مريم - عليهما السلام - نمود از آن كه او را فرزندى باشد بى مساس مردى ، و اين در مقدور خداى تعالى عجب نيست ؟ [ گوييم ] ( 9 ) از اين دو جواب است : يكى از روى خرق عادت جاى تعجّب بود ، و اگر چه در مقدور خداى - عزّ و جلّ - هست اين و امثال اين ، چنان كه يكى از ما گويد : اين ضيعت ( 10 ) چگونه به كسى بخشى با آن كه اين همه رنج بردى بر او ؟ اين بر سبيل شكّ نبود در قدرت او بر هبه آن ، و لكن بر سبيل تعجّب بود از جود او .
جواب دوم ( 11 ) آن كه [ 425 - پ ] بر سبيل استفهام بود از كيفيّت حال ، كه اين
هامش
( 1 ) . مب ، مر : طفوليّت .
( 2 ) . كذا در مج و وز ، آج ، دب ، فق : از صبيت .
( 3 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . وز : بشناخت .
( 5 ) . سوره مريم ( 19 ) آيه 30 .
( 6 ) . مج ، وز : نبود ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر است .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه شرح رفت .
( 9 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . كذا در مج و همه نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 3 / 42 ) : صنيعه .
( 11 ) . دب : ديم ، مب ، مر : دويم .