مىگفت . رسول - عليه السلام - گفت :
يا خديجة من تكلَّمين ،
با كى سخن مىگويى ؟
گفت : اى رسول اللَّه با اين جنين كه در شكم دارم . رسول - عليه السلام - گفت :
بشارت باد تو را با او ، كه جبريل مرا بشارت داد كه ( 1 ) مادينه است ، و مادر امامان است ، و از نسل و فرزندان او امامان باشند كه خلقان ( 2 ) با ايشان اقتدا كنند . * ( وَكَهْلًا ) * ، در آن حال كه كهل باشد ، و « كهل » اشمط بود ، موى يك نيمه سپيد شده . حسين بن الفضل گفت : پس از آن كه از آسمان به زمين آيد .
ابن كيسان گفت : اين بشارت است مادرش را به آن كه او بماند تا كهل شود .
و گفتهاند : معنى آن است كه : يكلَّم النّاس في المهد صبيّا و كهلا نبيّا ، تا به اوّل چون خرق عادت بينند ، به وقت دعوت تصديق كنند او را ، پس كلام او در مهد معجزه بود و در كهولت دعوت .
مجاهد گفت : كهلا اى حليما ، و عرب مدح كند كهولت را براى آن كه آن حالت ميانه بود ، بين الشّباب و الشّيب ، خفّت جوانان نباشد و ضعف پيران نبود ، و آن حالت تجربه احوال و استكمال عقل و اصابت راى بود . و اصل كلمه علوّ السنين ( 3 ) باشد من قولهم : اكتهل النّبت اذا طال و قوى ، و المراة كهلة ، قال الرّاجز :
و لا اعود ( 4 ) بعدها كريّا
امارس الكهلة و الصّبيّا
و گفتهاند : كهولت حالت سى و سه سالگى باشد ، و وجه كلام او ( 5 ) در تبرئت ساحت مادرش بود از تهمت . اگر گويند فايده كلام او در مهد اين است ، فايده كلام او در كهولت چيست ، و اين نه حالى بديع است ؟ بگوييم ( 6 ) از اين چند جواب است :
يكى آن كه بشارت است به آن كه بماند تا كهل شود . دوم ( 7 ) كنايت است از دعوت ، و اين هر دو بر وجه معجز باشد ، براى آن كه خبر است از غيب و مخبر چون خبر است .
سهام ( 8 ) ردّ است بر ترسايان در آن دعوى محال كه كردند از الهيّت و ( 9 ) براى آن كه
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اين چنين .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : خلايق .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : علوّ السن .
( 4 ) . مج : عود ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر در مهد .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گوييم .
( 7 ) . دب : ديم ، مب : دويم .
( 8 ) . فق ، مب ، مر : سيم .
( 9 ) . آج ، فق : او .