و وجهى دگر آن كه : و نجعله رسولا ، و لكن بيفگند لدلالة الكلام عليه - چنان كه شاعر گفت :
علفتها تبنا و ماء باردا .
و وجهى ديگر زجّاج گفت : و يكلم ( 1 ) النّاس في المهد رسولا ، حال باشد از « يكلَّم » ( 2 ) .
[ و وجهى ديگر اخفش گفت ، و او ، مقحم است ، و تقدير آن است : * ( وَيُعَلِّمُه الْكِتابَ ) * رسولا ، و « رسولا » حال باشد از ] ( 3 ) ، « يعلَّمه » . و اوّل پيغامبران بنى اسرايل يوسف بود ، و در ( 4 ) آخرشان عيسى ( 5 ) - عليه السلام .
انس مالك روايت كند از رسول - عليه السلام - [ كه ] ( 6 ) گفت : مرا بر اثر هشت هزار پيغامبر فرستادند ، چهار هزار از بنى اسرايل .
* ( أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ ) * ، همزه براى آن مفتوح كرد ( 7 ) كه تعلَّق دارد به « رسولا » ، و گفتهاند : به تقدير « با » ، اى بأنّي ، يا « لام » ، اى لأنّي . و محلّ او بر اين دو قول باز پسين جرّ بود ، و بر قول اوّلى ( 8 ) نصب .
* ( بِآيَةٍ ) * ، اى بدلالة و بينة و معجزة من آيتى و دليلى و معجزه اى آوردهام ( 9 ) به شما .
چون عيسى اين بگفت ، ايشان گفتند : و آن آيت كدام است ؟ گفت : * ( أَنِّي أَخْلُقُ ) * ، نافع خواند به كسر همزه ، « انّي » على الاستيناف ، و باقى قرّاء خواندند على البدل من قوله : * ( أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ ) * .
* ( أَخْلُقُ لَكُمْ ) * ( 10 ) ، خلق تصوير و تقدير است نه خلق احداث ، براى آن كه بر فعل ( 11 ) اجسام جز خداى - جلّ جلاله - قادر نيست ، من بكنم براى شما ( 12 ) مرغى از گل .
هامش
( 1 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : يكلمه .
( 2 ) . كذا : در مج ، آج ، لب ، فق ، مر ، با توجه به وز تصحيح شد .
( 3 ) . مج ، آج ، لب ، فق ، مر : ندارد ، با توجه به وز افزوده شد .
( 4 ) . همه نسخه بدلها « در » : ندارد .
( 5 ) . مج : موسى ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . مج : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . وز ، دب ، مب : بكرد .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اول .
( 9 ) . مر : آوردم .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : انى اخلق .
( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خلق .
( 12 ) . وز : براشما ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : بر شما .