در وقت ولادت .
و بعضى دگر گفتند : فعيل است به معنى فاعل چون سميع و عليم .
آنگه خلاف كردند ، بعضى ( 1 ) گفتند : براى آن كه او دست در ( 2 ) بيماران و خداوندان عاهت ( 3 ) ماليدى نيك شدندى .
كلبى گفت : براى آن كه دست بر چشم اكمه نهادى بينا شدى ، و بعضى دگر گفتند : براى آن كه در زمين بسيار سياحت كردى و رفتى ، و بر اين قول « ميم » زيادت باشد ، و وزن كلمه مفعل بود .
ابو عمرو بن العلاء گفت : مسيح فرشته باشد ، نخعى گفت : مسيح صدّيق باشد ، فامّا دجّال مسيح است - بكسر الميم و تشديد السين ، و بعضى علما بر اين انكار كردند و گفتند : اين را وجهى نيست در تازى ، او مسيح است براى آن كه ممسوح العين است ، يعنى اعور است يا ( 4 ) سياحت ( 5 ) در زمين ، و اگر خواهند تا آن را وجهى بگويند ( 6 ) هم ممكن است كه فعّيل باشد بناى مبالغت چون شرّيب و سكّير و خمّير ، من المساحة لا من السياحة ، و معنى يكى باشد جز كه بنا مختلف بود ، يعنى زمين پيماى باشد ( 7 ) ، و در حقّ عيسى - عليه السلام - هم اين وجه توان گفتن كه : مسيح فعيل باشد از مساحت تا « ميم » زيادت نباشد ، بل آن ( 8 ) اصل كلمه بود .
و در اخبار آمد كه : دجّال همه زمين بگيرد ( 9 ) مگر مكّه و مدينه و بيت المقدّس ، و به قوّت قول آن كس كه او ( 10 ) هر دو را مسيح خوانند - اعني دجّال را و عيسى را - اين بيت بياوردند [ 425 - ر ] :
انّ المسيح ( 11 ) يقتل المسيحا
يعنى عيسى دجّال را بكشد .
هامش
( 1 ) . فق ديگر .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر .
( 3 ) . فق : علَّت . .
( 4 ) . مب ، مر : با .
( 5 ) . كذا در مج و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 3 / 40 ) سيّاحى است .
( 6 ) . مج : نگويند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بود .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : از .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بگردد .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر گفت .
( 11 ) . كذا در مج و ديگر نسخه بدلها ، لسان العرب ( 2 / 594 ) : اذا المسيح .