چون خوى ( 1 ) قوم فرعون و آنان كه پيش از ( 2 ) ايشان بودند به دروغ داشتند آيات ما ، بگرفت ايشان را خداى به گناهانشان ، و خداى سخت عقوبت است .
بگو آنان را كه كافر شدند غلبه كنند شما را و جمع كنند شما را با ( 3 ) دوزخ ، و بد بستر ( 4 ) است آن ( 5 ) .
بد شما را دليل در ( 6 ) دو گروه كه به هم رسيدند ، گروهى كالزار ( 7 ) مىكنند ( 8 ) در راه خداى ، و ديگرى كافرند مىديدند ايشان را دو چندان ( 9 ) به ديدار چشم ، و خداى قوّت دهد به ياريش آن را كه خواهد در اين ( 10 ) عبرتى هست خداوندان چشمها ( 11 ) را .
[ 395 - پ ]
آراسته شد مردمان ( 12 ) را دوستى شهوتها از زنان و پسران و مالهاى بسيار تمام كرده از زر و سيم و اسپان بعلامت ( 13 ) و چهار پايان و كشت ( 14 ) ، آن متاع زندگانى دنياست ، و خداى بنزديك اوست نيكوى ( 15 ) باز گشتن .
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، دب : عادت ، آج ، لب ، فق : عادت ايشان چون عادت .
( 2 ) . مج ، وز ، دب : ندارد .
( 3 ) . مج : در ، دب : بر .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : گستردنى .
( 5 ) . مج بد شما را .
( 6 ) . مج ، وز : باشد شما را ، آج : لب ، فق : به حقيقت هست شما را اى جهودان معجزه در حقيقت رسالت محمّد در .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : كارزار .
( 8 ) . مج ، وز : مىكردند .
( 9 ) . مج : دو چند اينان .
( 10 ) . مج ، وز : در آن .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : مر خداوندان بينايى دل .
( 12 ) . مج ، وز : بياراستند براى مردمان .
( 13 ) . مج ، وز : علامت بر كرده ، آج ، لب : نشان كرده ، فق : نشان كرده شده .
( 14 ) . مج ، وز : كشتزار ، آج ، لب ، فق : كشاورزى .
( 15 ) . آج ، لب ، فق : نيكويى .