قالَ ( 1 ) رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ ( 2 ) .
و جواب ديگر آن است كه : ممتنع نباشد كه الطافي بود كه در معلوم آن بود كه اگر دعا كنند خداى تعالى آن لطف بكند ، و اگر دعا نكنند كردن ( 3 ) آن صلاح نباشد ، چه آنچه تعلَّق به مصالح دارد به اوقات و اشخاص و احوال ، مختلف شود .
وجه سوم ( 4 ) در آيت آن باشد كه : بار خدايا بر سبيل عقوبت ما را خذلان مكن ، چون ما يك بار و دو بار و ده بار زيغ كرده باشيم ، تو ما را با خود مگذار بر سبيل عقوبت چنان كه با كافران كردى في قولك : فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّه قُلُوبَهُمْ ( 5 ) .
و روا بود كه ازاغت خود عبارت بود از جزاى زيغ ، اى جازاهم اللَّه بزيغهم ، كما قال تعالى : وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّه ( 6 ) .
* ( بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا ) * ، پس از آن كه ما را به ايمان هدايت كردى از الطاف و توفيق و تسهيل سبيل و بيان و نصب ادلَّت و ازاحت علَّت و آنچه اسباب و مقدّمات است * ( وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ) * ، و ما را از خزاين رحمت خود مدد فرست كه تو بخشنده و بخشاينده اى . گفتند : مراد به « رحمت » در آيات ( 7 ) توفيق و توقيف است .
اى ثبتنا ( 8 ) على الايمان و الهدى .
ضحّاك گفت : مراد تجاوز و عفو و آمرزش است ، و صادق - عليه السلام - گفت :
لزوما لخدمتك ،
مراد لزوم خدمت درگاه اوست بر وجه سنّت بخلاف بدعت .
امّ سلمه گويد : رسول - عليه السلام - در دعا بسيار گفتى :
اللهم مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبي على دينك
، اى گرداننده دلها و چشمها ، دل من بر دين خود بدار ( 9 ) گفتند : يا رسول اللَّه دل بگردد ؟ گفت : آرى ،
ما خلق اللَّه من قلب آدمى الَّا و هو بين اصبعين من اصابع الرّحمن ان شاء ازاغه و ان شاء [ اقامه ] ( 10 ) ،
گفت : دل هيچ
هامش
( 1 ) . اساس و همه نسخه بدلها : قل ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 2 ) . سوره انبيا ( 21 ) آيه 112 .
( 3 ) . دب ، اگر دعا ندانند كردن ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اگر آن دعا ندانند كردن .
( 4 ) . مج ، وز ، سهام ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سيم .
( 5 ) . سوره صف ( 61 ) آيه 5 .
( 6 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 54 .
( 7 ) . همه نسخه بدلها : آيه .
( 8 ) . اساس : به صورت « تثبيتا » هم خوانده مىشود .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر بدان ، مج ، وز ، ندارد .
( 10 ) . اساس : كلمه زير وصّالى رفته است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .