بگو خبر دهم ( 1 ) شما را به بهتر از اين شما را آنان ( 2 ) را كه پرهيزگار باشند نزديك خدايشان بهشتهايى ( 3 ) كه مىرود از زير آن جويها ، جاودان اندر ( 4 ) آن جا و زنان ( 5 ) پاكيزه ( 6 ) و خشنودى از خداى ، و خداى بيناست به بندگان .
آنان كه گويند ، خداى ما ! ما ايمان آورديم ، بيامرز ما را گناهان ما و نگاه دار ما را از عذاب دوزخ .
[ 396 ]
صبر كنندگان و راستيگران ( 7 ) و نماز كنان ( 8 ) و نفقه كنان ( 9 ) و آمرزش خواهان ( 10 ) به سحرگاهها ( 11 ) .
گواى ( 12 ) داد خداى كه نيست خداى مگر او و فرشتگان و خداوندان علم ايستاده به دادستان ( 13 ) ، نيست خداى مگر او غالب ( 14 ) محكم كار .
[ 396 - پ ]
دين ( 15 ) در نزد ( 16 ) خداى مسلمانى است و خلاف نكردند آنان كه بدادند ايشان را كتاب مگر از پس آن كه آمد به ايشان دانش بستم ( 17 ) ميان ايشان و هر كه كافر شود به آيتهاى
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : بگو اى بياگاهيم .
( 2 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : آن كسانى را ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : بوستانهايى .
( 4 ) . مج ، وز : هميشه باشند .
( 5 ) . مج ، وز : زنانى .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : پاك از عيبهاى زنان .
( 7 ) . مج : راستگاران ، وز : دب : راستگيران ، آج ، لب ، فق : راست گويان در اقوال و افعال .
( 8 ) . آج ، لب : و مداومت نمايندگان بر وظايف طاعت و اخلاص .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق : كنندگان .
( 10 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : خواهندگان .
( 11 ) . آج ، لب : به وقتهاى پيش از صبح .
( 12 ) . مج ، وز : گواهى داد ، آج ، لب : گواهى مىدهد .
( 13 ) . مج ، وز ، دب : به راستان ، آج ، لب : به دلايل قاطعه .
( 14 ) . مج و .
( 15 ) . آج ، لب : بدرستى كه دين .
( 16 ) . مج ، وز ، دب : دين بنزديك .
( 17 ) . اساس : ستم ، با توجّه به مج تصحيح شد .