و بر آن ( 1 ) وجه كه گفتم ، لفظ متشابه [ محمول ] ( 2 ) بود على احد الاقوال المشروحة ، از آن قولها كه گفتيم ، و بر وجه اوّل الَّا آن يك قول نباشد كه حمل بر علم غيب كنند ، و لفظ متشابه در عرف به اين لايق است كه ما گفتيم از مفسران نه به علم غيب .
و وجهى ديگر آن كه : در آيت ، مرتضى علم الهدى - قدّس اللَّه روحه - گفت : بر آن طريقه كه « واو » استيناف باشد نه بر آن وجه كه ايشان گفتند ، و آن آن است كه آيات متشابه بيشتر آن بود كه محتمل بود وجوه بسيار را ، چون : هدى و ضلال و مانند آن ، بر مأوّل آن باشد كه هر وجه كه محتمل بود در لغت و مطابق بود ادلَّه عقل را و آيات محكم را ، بگويد و قطع نكند على مراد اللَّه .
پس قديم - جلّ جلاله - گفت : تأويل آيت يعنى آن وجه معيّن ( 3 ) كه مراد من است كه من بيان نكردهام كسى ( 4 ) را براى صلاحى را ( 5 ) آن كس نداند مگر من ، و اين وجهى نكوست در تفسير اين آيت - و اللَّه اعلم بمراده .
قوله : * ( وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ) * ، « رسوخ » ثبوت باشد ، و رسخ اذا ثبت ، و كذلك رصخ كالصّراط و السراط ، و المسلوخ و المصلوخ ، قال الشّاعر :
لقد رسخت في القلب منّي مودّة
لسلمى ابت اياتها ( 6 ) أن تغيّرا [ 392 - پ ]
مفسران خلاف كردند در آن كه اين راسخان كه بودند ؟ بعضى گفتند : مؤمنان اهل كتابند ، چون عبد اللَّه سلام و جز او از امثال او . و در تفسير اهل البيت هست كه :
مراد به راسخان علم اهل البيت رسولند - عليه و عليهم السلام - از آنان كه علم ايشان از علم رسول باشد ، و علم رسول از تلقين جبريل ، و علم جبريل از لوح محفوظ ، و كتابت لوح محفوظ از قبل ربّ العزّه . عجب از آنان كه روا دارند كه تأويل متشابه جهودان دانند ، و روا بود كه ايشان در اين باب معطوف باشند بر نام خداى ، و اهل البيت رسول نشايد كه دانند و اين پايه دارند ! و هل هذا الَّا محض العناد .
انس مالك روايت كند و ابو الدّرداء و ابو امامه كه : از رسول - عليه السلام -
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : بر اين .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : معتبر .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : كس .
( 5 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . آج : ازمانها .