و اگر باشى بر سفر ( 1 ) و نيابى دبير ( 2 ) گروها ( 3 ) گرفته ، اگر ايمن باشد بهرى از شما بهرى ( 4 ) ، بدهد آن كه او را امين داشته باشند ( 5 ) زنهارش ، و گو بترس از خداى خود و پنهان مكنى گواهى ، و هر كه پنهان كند بزهكار است دل او ، و خداى به آنچه مىكنى داناست .
خدا راست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است ، و اگر آشكار كنى ( 6 ) آنچه در تنهاى شماست يا پنهان كنيد ( 7 ) شمار كند شما را بدان خداى ( 8 ) ، بيامرزد آن را كه خواهد و عقوبت كند آن را كه خواهد ، و خداى بر همه چيز ( 9 ) تواناست .
بگرويد ( 10 ) پيغمبر بدانچه فرو فرستادهاند ( 11 ) به او از خدايش ، و گرويدگان همه گرويدند به خدا و فريشتگانش و كتابهايش و پيغامبرانش ، ما جدا نكنيم ( 12 ) ميان يكى از پيغامبران ( 13 ) ، گفتند : شنيديم ( 14 ) و فرمان بر داريم آمرزش ده خداى ( 15 ) ما و به ( 16 ) تو است باز گشتن .
هامش
( 1 ) . تب : سفرى ، آج ، لب ، فق : بر حالت سفر .
( 2 ) . تب ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق : نويسنده اى .
( 3 ) . آج ، لب : گروهانى است .
( 4 ) . آج ، لب ، فق را .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : ايمن دانسته باشد .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : پيدا كنيد .
( 7 ) . آج ، لب آن را .
( 8 ) . تب ، آج ، لب ، فق پس .
( 9 ) . تب ، مج ، وز ، آج ، فق : چيزى .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : ايمان آورد .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : فرستاده شد .
( 12 ) . آج ، لب : مىگويند فرق نمىنهيم .
( 13 ) . آج ، لب ، فق او و .
( 14 ) . آج ، لب ، فق : شنوديم فرماى خداى را .
( 15 ) . آج ، لب ، فق : بيامرز ما را اى پروردگار ما .
( 16 ) . آج ، لب ، فق : و با حكم .