بالاتر است ، چون از شما والاتر ( 1 ) است از شما بالاتر ( 2 ) است :
تبيّن لي انّ القماءة ذلَّة
و انّ اعزّاء الرّجال طوالها
اگر بيگانه اى ( 3 ) كه در علم بيشتر بود ( 4 ) و به قوّت بيشتر ( 5 ) ، بر خويشان ( 6 ) و همگنان تقدّمش دادند ( 7 ) ، آن كس كه به علم بيشتر و به قوّت ( 8 ) بيشتر و با اين از همه خويشتر ( 9 ) بر بيگانگانش تقدّم نباشد ؟ تا چو ( 10 ) او را گفتند كه كارى چنين رفت ، گفت : به چه علَّت ؟ گفتند : به علَّت صحبت . گفت : اگر به صحبت برسد ، و به صحبت و قرابت ( 11 ) نرسد ؟ أ تكون الخلافة بالصّحابة ( 12 ) و لا تكون بالصّحابة و القرابة ؟ ثمّ انشأ يقول :
فإن تك بالشّورى ملكت امورهم
فكيف بهذا و المشيرون غيّب
و ان كنت بالقربى حججت خصيمهم
فغيرك اولى بالنبىّ و اقرب
گفتهاند ، براى آن گفتند كه : * ( أَنَّى يَكُونُ لَه الْمُلْكُ عَلَيْنا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْه ) * كه در بنى اسرايل ( 13 ) دو سبط بودند : يكى سبط نبوّت ، و يكى سبط مملكت . سبط نبوّت سبط لاوى يعقوب ( 14 ) بود كه موسى و هارون از آن سبط بودند ، و سبط مملكت سبط يهودا بن يعقوب بود كه داود و سليمان از آن سبط بودند . و طالوت از هيچ دو نبود ، از سبط بنيامين بن يعقوب بود ، و با اين همه درويش است و مالى ندارد .
اشمويل ( 15 ) گفت : به اين چه تعلَّق دارد ، خداى تعالى چو ( 16 ) در او صلاحيت اين مىبيند ، او را برگزيد بر شما و تفضيل و زيادت داد در اين دو خصلت ، و باز نمود كه :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بالاتر .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : والاتر .
( 3 ) . اساس : بيگانه ى ، مج ، وز ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : بيگانه .
( 4 ) . مج ، وز ، بد ، لب ، فق ، مب ، مر : بيشتراند .
( 5 ) . مج ، وز بد ، دب ، آج بود ، ديگر نسخه بدلها اند .
( 6 ) . دب خويشتن .
( 7 ) . لب ، فق : دارند .
( 8 ) . مب : كه تعليم او و قوّت .
( 9 ) . فق : خويشتن ، مب ، مر : خويش .
( 10 ) . فق : چون ، مب : چه .
( 11 ) . اساس : قربت ، با توجّه به مج و نيز فحواى عبارت بعدى ، تصحيح شد .
( 12 ) . لب ، فق ، مب ، مر : و الصّحابه .
( 13 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، مر : بنى اسرائيل .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : لاوى بن يعقوب .
( 15 ) . دب : اشموئيل .
( 16 ) . دب ، آج : چون .