ذكرش بيايد ، چون آب نخوردند به آب عبر كردند و برابر دشمن شدند و قتال كردند ( 1 ) .
* ( وَاللَّه عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ) * ، و خداى تعالى ظالمان را به از آن شناسد كه ايشان خود را . ايشان ( 2 ) از گمان خود خبر دادند ، و علم احوال ايشان بنزديك خدا ( 3 ) بود .
حق تعالى گفت من داناام به احوال ايشان و نيّات ايشان .
* ( وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ ) * ، گفت ايشان را پيغامبرشان اشمويل ( 4 ) : * ( إِنَّ اللَّه قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ) * ، كه خداى تعالى طالوت را بفرستاد براى شما به پادشاهى .
و قصّه او آن بود كه مفسّران گفتند : چون بنى اسرايل اين سخن گفتند و اين سختى كردند ، خداى تعالى جبريل را فرستاد به اشمويل ( 5 ) و عصايى و قرنى - اعنى سروى - روغنى در او كرده كه آن را روغن قدس خواند ( 6 ) ، و گفت : خدايت سلام مىكند و مىگويد كه پادشاه بنى اسرايل آن بود ( 7 ) كه به بالاى اين عصا برابر بود ، و اين روغن بر سر او ريزى ، گرد سر او برگردد و به رويش فرو نيايد . و از علامت او اين بود كه چون از در سراى تو در آيد ، اين روغن ( 8 ) به جوشيدن آيد . چون شخصى چنين بود ، سر او به اين روغن مدهّن بكن و به پادشاه ( 9 ) بنى اسرائيلش كن .
اشمويل ( 10 ) كس فرستاد و بطون بنى اسرايل را مىخواند ، و ايشان مىآمدند و خويشتن ( 11 ) به عصا اندازه مىگرفتند ( 12 ) ، بالاى كس ( 13 ) با آن موافق نبود ، و روغن در قرن ساكن بود .
و طالوت را نام به سريانى ساذل ( 14 ) بود و به عبرى شاول ( 15 ) بود ، و از فرزندان
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها و ظفر يافتند .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : اينان .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : خداى .
( 4 ) . دب : اشموئيل ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . دب : اشموئيل .
( 6 ) . دب : گويند .
( 7 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، مر : باشد .
( 8 ) . مج در او سرو ، وز ، دب ، آج در اين سرو ، لب ، فق ، مر در اين سر .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : پادشاهى .
( 10 ) . مج ، دب : اشموئيل .
( 11 ) . مج ، وز ، مب را .
( 12 ) . وز : مىكردند ، دب : اندازه مىكردند و مىگرفتند .
( 13 ) . مب : كسى .
( 14 ) . مج ، وز ، فق : شاذل ، دب ، آج : شازل ، لب : شاول ، مب : تنازل ، مر : تناويل .
( 15 ) . آج ، لب ، فق : شاويل ، مب ، مر : تناويل .