بهشت خواهم بردن ، آن كه كشت مجاهد است و آن را كه كشتند شهيد است .
ابن جريج گفت : سبب آن كه خداى تعالى ايشان را قتل فرمود ، آن بود كه آنان كه آن مىديدند و نهى منكر نمىكردند سبب خوف قتل بود ، خداى تعالى گفت : شما خوف قتل را ترك نهى منكر كردى ، امروز شما را بفرمايم كشتن تا بدانى كه آنچه شما از آن مىترسيدى به نافرمانى در آن افتادى .
قتاده گفت : براى آن فرمود ايشان را كشتن كه مرتدّ بودند ، و مرتدّ را جزا كشتن بود . عبد اللَّه عبّاس گفت : براى آن فرمودشان ( 1 ) كشتن كه ايشان متعبّد بودند به قتال آنان كه نافرمانى كردند ، ايشان ابقا كردند جهت خويشى و دوستى را صيانت كردن ، حق تعالى گفت : ايشان را رها كردى و با ايشان قتال نكردى ، امروز مىفرمايم كه ايشان را بكشى تا اين قتل توبهء آن ترك قتل ( 2 ) باشد .
و قتاده خوانده است : فاقتالوا ( 3 ) انفسكم ( 4 ) ، افتعلوا ( 5 ) من الاقالة و معنى آن است كه : استقيلوا من تلك العثرة ، يعنى ( 6 ) توبه كنى و استقالت كنى ، و اقالت خواهى از گناهى كه كردى . و معنى توبه رجوع بود چنان كه برفت . * ( إِلى بارِئِكُمْ ) * ، با آفريدگارتان ، و برأ اللَّه الخلق ، بيافريد خداى تعالى خلق را . * ( ذلِكُمْ ) * اشارت است به قتل ، يعنى شما را قتل بهتر است بنزديك خداى تعالى از حيات ، چه قتل بر رضاى خداى - عزّ و جلّ - بهتر باشد از حيات بر خلاف خداى . * ( فَتابَ عَلَيْكُمْ ) * ، در آيت محذوفى هست كه تقدير مىبايد كردن تا كلام مستقيم شود و معنى پذيرد ، و آن اين است كه :
ففعلتم ما امرتم به فتاب عليكم ، آنچه شما را فرمودند به جاى آوردى از قتل يكديگر ، خداى تعالى توبهء شما بپذيرفت ، و معنى قبول توبه ضمان ثواب بود بر آن چنان كه بيان كرده شد . امّا اسقاط عقاب ، خداى كند عند آن به تفضّل . و فعّال ، بناى مبالغت است . كسى را گويند كه شأن و كار او همه آن باشد ، از اين كار صنّاع ( 7 ) و محترفه را
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ايشان را .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فافتلوا ، وز : فاقيلوا .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها اى .
( 5 ) . مج ، وز : اقتتلوا ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اقتلوا .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : معنى آن است كه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : صنايع .