چيست ؟ گفت : شما را توبه بايد كردن . گفتند : توبه ( 1 ) چه باشد و چگونه بايد كردن ؟
گفت : خويشتن را به دست خود ببايد كشتن .
و بعضى دگر گفتند : مراد آن است كه بهرى بهرى ( 2 ) را ببايد كشتن ، چو ( 3 ) ايشان جمله چون يك نفس بودند . براى آن كه از يك جنس بودند ، خداى تعالى ايشان را نفس يكديگر خواند ، چنان كه رسول - عليه السّلام - گفت :
المؤمنون كنفس واحدة ،
ايشان گفتند : سمعا و طاعة لامر اللَّه ، سميع و مطيعيم فرمان خداى را .
آنگه بيامدند و بر درهاى سرا و درهاى خانههاى خود بنشستند تا آنان كه گوساله نپرستيده بودند تيغها بر آهختند ( 4 ) و ايشان را كشتن گرفتند ، پسر پدر را مىكشت و پدر فرزند را و برادر برادر را ، و شفقت و رقّت هيچ ايشان را منع نمىكرد .
قولى دگر آن است كه ايشان گفتند : ما سميع و مطيعيم ، و لكن ترسيم كه نبادا كه به فرزندان و خويشان خود رسيم ، ما را رقّت و شفقت منع كند از آن كه ( 5 ) فرمان خداى به جاى آريم . حق تعالى ابرى تاريك بر آورد و نزمى ( 6 ) تا جهان تاريك شد ، ايشان تيغها بر آهختند ( 7 ) و در يكديگر نهادند و يكديگر را كشتن گرفتند ، پسر پدر را و برادر برادر را مىكشت . و خداى تعالى وحى كرد به موسى كه : هر كس كه دست از هم بگشايد يا منع كند يا دست در پيش دارد ، توبت او مقبول نيست ، از بامداد تا شبانگاه مىكشتند . چون روز به آخر رسيد ، [ 87 - ر ] و بسيارى را بكشتند موسى و هارون را رحمت آمد ، بگريستند و دعا و تضرّع كردند و گفتند : يا ربّ هلكت بنو اسرائيل ، بار خدايا بنى اسرايل هلاك شدند ، البقيّة البقيّة ، بار خدايا اين بقيّت را كه ماند به ما بخش .
خداى تعالى دعاى ايشان اجابت كرد و فرمان داد تا آن تاريكى گشاده شد و روشنايى پديد آمد ، بشمردند هفتاد هزار مرد كشته بودند . موسى - عليه السّلام - غمگين شد ، خداى تعالى گفت : يا موسى ! راضى نباشى به آن كه من قاتل و مقتول را به
هامش
( 1 ) . دب ما .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بعضى بعضى .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چون .
( 4 ) . مج ، دب ، وز ، فق : بر آهيختند .
( 5 ) . مج ، وز : آنچه .
( 6 ) . مج ، دب ، وز : مزمى ، فق : برقى ، آج ، لب : مرمى .
( 7 ) . مج ، فق ، وز : بر آهيختند ، مب : بر كشيدند ، مر : بر كشيده .