كنايت با سيم ( 1 ) كرد ، اگر چه زر عزيزتر باشد براى آن كه فضّه نزديكتر است .
* ( لَكَبِيرَةٌ ) * ، اى لثقيله ، يعنى گران است براى آن كه ثقل و گرانى نتيجهء بزرگى باشد ، چون جسم بزرگتر بود گرانتر بود ، بر اين ( 2 ) تشبيه گفت . * ( إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ ) * ، خشوع و خضوع [ 75 - ر ] و تذلَّل و اخبات نظاير بود . و ضدّ خشوع استكبار ( 3 ) بود . و خشوع البصر ، چشم بر هم نهادن باشد من قوله : أَبْصارُها خاشِعَةٌ ( 4 ) . و خشوع صوت سكون او باشد ، من قوله : وَخَشَعَتِ الأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ ( 5 ) . . . ، يعنى نماز گران است مگر بر آنان كه گردن نهاده باشند فرمان خداى را .
ربيع انس گفت : مراد به خاشعان در آيت خايفان و ترسكارانند .
امّا اخبار و آثار كه در معنى صبر و فضيلت او و درجهء صابران آمده است بى كرانه است طرفى گفته شود :
رسول - عليه السّلام - مىفرمايد :
الايمان نصفان نصف صبر و نصف شكر ،
ايمان دو نيمه است يك نيمه صبر است و يك نيمه شكر است . و امير المؤمنين - عليه السّلام - گفت :
الصّبر من الايمان بمنزلة الرّأس من الجسد ،
گفت : صبر از ايمان بمنزلت سر است از تن ( 6 ) ، چون سر از تن جدا كنند تن را هيچ قدرى نماند .
و عمرو بن شعيب روايت كرد از جدّش از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : روز قيامت چون خلايق را در صعيد سياست بدارند ، منادى از قبل ربّ العزّه ندا كند كه :
اين اهل الصّبر
، اهل صبر و شكيبايى كجااند ؟ جماعتى اندك برخيزند و روى به جانب بهشت نهند به شتاب . فريشتگان ايشان را گويند : بس به شتاب مىروى به بهشت ، شما كهايد ( 7 ) ؟ ايشان گويند : ما اهل صبريم . گويند : صبر شما چه بود ؟
گويند : صبر ما بر طاعت بود و از معصيت بود . فريشتگان گويند :
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، بجز مب كه كلمه « سيم » به صورت « دويم » دستكارى شده است .
در اين جا سيم برابر فضه مراد است ، و نه عدد سوم .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : و اين .
( 3 ) . اساس كه نو نويس است : كفار ، با توجه به مج و اتفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 4 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 9 .
( 5 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 108 .
( 6 ) . مب : به تن .
( 7 ) . وز : كه اى / كه ايد ، مر : كنيد ، مب : كيانيد .