فريشتگان ايشان را به آن بشناسند ، از ايشان تبرّا كنند و لعنت كنند ايشان را ، و براى ايشان استغفار نكنند چنان كه براى مؤمنان .
وجهى ديگر آن است كه : مراد به اين طبع و ختم نه چيزى مانع باشد از ايمان ، نبينى كه در دگر آيت گفت : بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ( 1 ) ، ايشان ايمان نيارند با آن مهر الَّا اندكى . و اگر مانع بودى ، اندك و بسيار را مانع بودى .
و وجهى ديگر آن است كه : اين عبارت باشد از اصرار ايشان بر كفر و قطع طمع رسول - عليه السّلام - از ايمان ايشان ، گفت : چون ( 2 ) مهر بر دل نهادهاند در اين باب چه عرب چون خواهد كه در تشبيه مبالغه كند ، حرف تشبيه بيفگنند ، گويند ( 3 ) : هو اسد ، او شير است ، يعنى به شجاعت چون شير است ، يعنى اينان ( 4 ) چيزى بنخواهند شنيدن و ديدن و دانستن ، چون كسى كه بر دل و چشم و گوش مهر دارد ، و مانند اين تأويل گوييم في قوله تعالى : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ ( 5 ) . . . ، چون كرّان و كنگان و كوران ( 6 ) در قلَّت انتفاع به گوش و زبان و چشم ، چنان كه گفت : فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى ( 7 ) . . . ، تو مردگان را چيزى نتوانى شنوانيدن ، يعنى چون مردگانند اينان ، چنان كه گفت : لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ ( 8 ) . . . ، كسى را كه دل باشد ، و هيچ كس [ 23 - پ ] نباشد كه او را دل نبود . معلوم است به ضرورت كه اين جمله مجاز است بر سبيل مبالغه فرمود - جلّ جلاله - در وصف ايشان به نظر نكردن ( 9 ) و فهم ناكردن . و بر اين منهاج است آن كه شاعر مىگويد :
لقد أسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حيات لمن تنادي
قوله : * ( وَعَلى سَمْعِهِمْ ) * . اگر گويند : چرا سمع به لفظ واحد گفت ، و قلوبهم و ابصارهم ( 10 ) ، به لفظ جمع ؟ جواب گوييم : سمع مصدر است و مصدر را تثنيه و جمع
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 155 .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر چون كسانىاند كه .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بيفگند گويد .
( 4 ) . مج ، دب : ايشان .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 18 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها اند .
( 7 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 52 .
( 8 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 37 .
( 9 ) . فق : كردن .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : قلوب و ابصار .