اى ( ظفر ) بحاجته ، يعنى اينان كه ذكرشان برفت ، آنانند كه مراد خود دريابند از ثواب و فوز و ظفر يابند ( 1 ) آنچه طلب كرده باشند ، و برسند به آنچه اميد داشته باشند - و معنيى ديگر فلاح را ، بقاى بود ، چنان كه لبيد مىگويد :
نحلّ بلادا كلَّها حلّ قبلنا
و نرجوا الفلاح بعد عاد و حمير
اى البقاء . و ديگر مىگويد :
لو انّ حيّا مدرك الفلاح
أدركه ملاعب الرّماح
و مراد هم بقاست .
محمّد على باقر ( 2 ) روايت كند از جابر عبد اللَّه انصارى كه او گفت : از امّ سلمه پرسيدند حديث امير المؤمنين - على گفت از رسول - عليه السّلام - شنيدم كه گفت :
انّ عليّا و شيعته هم الفائزون .
و فلاح و فوز به يك معنى باشد . و اصل كلمه در لغت ، شق و شكافتن است ، از اين جا برزگر ( 3 ) را فلَّاح خوانند ، و افلح گويند شكافته لب زيرين ( 4 ) [ را ] ( 5 ) . و در مثل چنين است كه : الحديد بالحديد يفلح ، اى يشقّ .
مجاهد گفت : اين چهار آيت در شأن مؤمنان است ، و دو آيت از پس اين در شأن كافران ، و سيزده آيت از پس آن در شأن منافقان .
قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ‹ 6 › خَتَمَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ‹ 7 ›
ايشان كه كافر شدندى راست است برايشان اگرشان ترسانى و اگر نترسانى ايمان نيارند .
مهر نهاد خداى بر دلهاى ايشان و بر گوششان ( 6 ) ، و بر چشمهايشان پوششى هست و ايشان را عذابى بزرگ باشد [ 22 - پ ] .
اين دو آيت است . « انّ » ، حرفى است كه از ( 7 ) كلام براى تأكيد آرند .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، وز ، مب : و برسند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : محمّد بن على الباقر .
( 3 ) . مج ، وز ، مب : بزرگر .
( 4 ) . دب : زيرى .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 6 ) . دب ، آج : گوشهاشان .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : در .