كنند ، و چه ( 1 ) نكنند ، اعتماد بر سمع باشد .
قوله تعالى : * ( رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ( 2 ) ، جمع « عالم » باشد ، جمع سلامت . و « يا » در او علامت جرّ است ، و « نون » او مفتوح است تا فرق باشد ميان او و « نون » تثنيه كه آن مكسور باشد . و اين اسم خود موحّد اللَّفظ مجموع المعنى است ، چون : « قوم » و « رهط » و « نفر » . و در معنى او خلاف كردند .
شهر بن حوشب روايت كرد از ابىّ كعب كه او گفت : مراد به اين فرشتگانند ، و آن هژده ( 3 ) هزار فرشتگانند : چهار هزار و پانصد به مشرقاند ، و چهار هزار و پانصد ( 4 ) به مغرباند ، و چهار هزار و پانصد به جانب سيم ( 5 ) ، و چهار هزار و پانصد به جانب چهارم . و با هر يكى از ايشان ( 6 ) اعواناناند ( 7 ) كه عدد ايشان جز خداى تعالى نداند . از وراى ايشان زمينى هست سپيد ( 8 ) چون رخام ، عرضش چندان كه آفتاب به چهل روز تواند بريدن ( 9 ) ، و طولش جز خداى تعالى نداند ، مملوّ به فرشتگانى ( 10 ) كه ايشان را روحانيان خوانند . ايشان را زجلى و آوازى هست به تسبيح و تهليل كه اگر آواز يكى از ايشان به ما رسد ، اهل زمين هلاك شوند از آن هيبت ، و منتهى و كنارهاى ايشان تا به حاملان عرش است .
ابو معاذ گفت : آدمياناند . ابو الهيثم گفت : جنّ و انساند ، لقوله تعالى : لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً ، ( 11 ) و اين روايت عطيّه و سعيد جبير است از عبد اللَّه بن عبّاس . حسين بن الفضل گفت : مردماناند ، لقوله تعالى : أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ ( 12 ) ، و عجّاج گفت :
فخندف هامة ذاك العالم و فرّاء و ابو عبيده گفتند : عبارت است از عقلا ، و آن چهار صنفاند ( 13 ) :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها اجرا .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : العالمين .
( 3 ) . فق : هيجده ، مب ، مر : هجده .
( 4 ) . مب ، مر فرشته .
( 5 ) . مج ، آج ، لب ، وز : سيوم .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز دب چندان .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : اعواناند .
( 8 ) . فق ، مب ، مر : سفيد .
( 9 ) . فق ، مب ، مر : پريدن .
( 10 ) . آج ، لب ، فق ، وز ، مب ، مر : فرشتگاناند .
( 11 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 1 .
( 12 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 165 .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، وز ، مب ، مر از .