آن كه : الحمد ثابت للَّه ، يا آن كه : الحمد كائن للَّه ( 1 ) ، و در شاذّ محمّد هارون العتكىّ ( 2 ) و رؤبة بن العجّاج « الحمد » ، به نصب « دال » خوانند بر تقدير فعلى مضمر ، اى أحمد الحمد للَّه . و حسن بصرى گفت : الحمد للَّه به كسر « دال » ، براى اتباع كسره كسره را . و ابراهيم بن ابى عبله ( 3 ) مىخواند : الحمد للَّه ، به ضمّ « لام » براى اتباع ضمّه ضمّه را .
بدان كه از جملهء كلمات ثناى خداى تعالى ، يكى اين كلمهء « الحمد » ( 4 ) است ، چه در او قيد نعمت حاصل است و صيد نعمت نا آمده .
و در خبر است از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كه گفت :
الحمد للَّه ثناء عليه بأسمائه و صفاته الحسنى ،
و در خبر ديگر آمده است :
ليس شىء احبّ الى اللَّه من قول القائل الحمد للَّه و كذلك اثنى به على نفسه
، گفت : هيچ چيزى نيست كه خداى تعالى دوستر ( 5 ) دارد از اين كلمه براى آن كه ، بر خود ثنا گفت به اين كلمه .
محمّد بن الكعب القرظىّ گفت : نوح - عليه السّلام - چون طعام بخوردى ، گفتى :
« الحمد للَّه » ( 6 ) ، و چون جامع پوشيدى ، گفتى : « الحمد للَّه » و چون بر نشستى گفتى :
« الحمد للَّه » . خداى تعالى نام او در جمله شاكران بنوشت ، گفت : إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً ( 7 ) .
و در خبر است كه : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - ( 8 ) چون كارى به دو رسيدى كه بدان شاد شدى ، گفتى :
الحمد للَّه ( 9 ) بنعمته تتمّ الصّالحات ،
و چون كارى به او رسيدى كه او را خوش نيامدى ، گفتى :
الحمد للَّه على كلّ حال ،
و در خبر است كه :
چون آب باز خوردى گفتى :
الحمد للَّه الَّذي جعله عذبا فراتا [ برحمته ] ( 10 ) و لم يجعله ملحا اجاجا بذنوبنا ،
گفتى : سپاس آن خداى را كه اين آب را خوش كرد به رحمت او ( 11 ) ، و شور و تلخ نكرد به گناه ما .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : الحمد ثابت كائن للَّه .
( 2 ) . همهء نسخهء بدلها : هارون بن محمّد العتكى .
( 3 ) . مب ، مر : عليه .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : حمد .
( 5 ) . دوستر / دوست تر .
( 6 ) . مج ، وز : و چون شربتى باز خوردى گفتى الحمد للَّه .
( 7 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 3 .
( 8 ) . دب ، فق ، مر را .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها الَّذى .
( 10 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : خود .