[ سورة الفاتحة ] ( 1 )
بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ‹ 1 ›
الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ‹ 2 › الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ‹ 3 › مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ‹ 4 › إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ‹ 5 ›
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ‹ 6 › صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ ‹ 7 ›
به نام خداى ( 2 ) بخشايندهء بخشايشگر .
همه سپاس خداى را پروردگار جهانيان .
بخشايندهء بخشايشگر .
پادشاه روز حساب و جزا .
خاص تو را پرستيم و خاص از تو طلب يارى كنيم .
راه بنماى ما را راه راست .
راه آنان كه نعمت كردى تو برايشان از مؤمنان ، جز آنان كه خشم گرفتى برايشان از جهودان ( 3 ) ، و نه گمراهان از ترسايان ( 4 ) . اين ظاهر اين سورت است .
كلام در آن كه كجا انزله بود ( 5 ) و چند آيت و عدد كلمات و حروف و ثواب خوانندهء كلام در آيت تسميت برفت .
قوله تعالى : * ( الْحَمْدُ ) * ، اين « لام » تعريف جنس است ، و سيبويه گفت : علامت تعريف « لام » است بس ، و « الف » براى وصل است كه اين « لام » ساكن باشد ابدا ، آنگه چاره نبود او را از پيوندى ، اين همزهء وصل بياوردند و پيوند او كردند تا به نطق در آيد ، كه ابتدا كردن به ساكن ناممكن است .
و ديگر نحويان گفتند كه : « الف » و « لام » با جمعهما ، علامت تعريف است ، و قول اوّل درست است .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 2 ) . مج ، دب ، وز : ايزد .
( 3 ، 4 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بوده است .