و جبذ » ، و « ضب و بضّ » . و اصل « سفر » هم كشف بود ، « سفرت المرأة » آن باشد كه رو ( 1 ) باز گشايد ، و « اسفر الصّبح » آن باشد كه صبح روشن شد .
امّا « تأويل » صرف آيت باشد با معنى كه محتمل باشد آن را موافق ادلَّه و قراين ، و اصل او از « اول » باشد و آن رجوع بود ، يقال : اوّلته فآل ( 2 ) ، اى صرّفته فانصرف . و گفتهاند : اصل او از « ايالت » بود و آن سياست باشد ، يقول العرب : النا و إيل علينا ، اى سسنا و ساسنا غيرنا . پس مأوّل آيت سائس او باشد و عالم به آن كه به جاى خود بنهد .
و فرق از ميان تفسير و تأويل آن است كه تفسير ، علم سبب نزول آيت باشد و علم به مراد خداى تعالى ، از ( 3 ) لفظ تعاطى آن نتوان كردن الَّا از سماع و آثار ، و تأويل چون كسى عالم باشد به لغت عرب و علم اصول را متقن باشد ، او را بود كه حمل كند آيت را بر محتملات لغت چون قدحى ( 4 ) نخواهد كردن در اصول و قطع نكند بر مراد خداى تعالى الَّا به دليل . اين جمله اى است از مقدّمات تفسير كه لا بدّ باشد از شناختن او پيش از آن كه خوض كند ( 5 ) در وى . و پس از اين ابتدا كنيم به فاتحة الكتاب - بتوفيق اللَّه و حسن ( 6 ) معونته .
الاستعاذة
بدان كه ( 7 ) : از جملهء حقوق و اوامر خداى تعالى ما را در حقّ قرآن يكى استعاذت است ، من قوله تعالى : فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّه مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ( 8 ) .
بعضى گفتند : اين امر واجب است ، و آن اصحاب ظاهراند [ 5 - ر ] و درست آن است كه اين امر سنّت است .
هامش
( 1 ) . دب : روى به روى ، مب : روزى .
( 2 ) . آج ، لب : فتأوّل .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها آن .
( 4 ) . چاپ شعرانى ( 1 / 14 ) قطع .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، وز ، مر : كنند .
( 6 ) . آج ، لب ، فق توفيقه و .
( 7 ) . مب ، مر يكى .
( 8 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 98 .