بشنيدند ، گفتند : إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً ( 1 ) ، هر كه آن گويد ( 2 ) راست گويد ، و هر كه به آن حكم كند عادل باشد ، و هر كه دست در او آويزد ، هدايت كند بر ره راست ، خذها يا اعور ، [ اين حديث بستان اى اعور ] ( 3 ) .
فصل
در فضل علم قرآن و رغبت در وى
ابو عبد الرّحمن السّلمىّ روايت كند از قرّاء صحابه چون عثمان عفّان و عبد اللَّه مسعود و ابىّ كعب ( 4 ) گفتند : رسول - عليه السّلام [ از قرآن ] ( 5 ) ده آيت بر ما گرفتى ، از آن در نگذشتى تا ما را علم آن معلوم نكردى ، و جملهء ( 6 ) آنچه در او به كار بايستى تا ما چون قرآن تمام بگرفتيم ، علم قرآن تمام دانستيم .
عبد اللَّه عبّاس مىگويد : هر كه قرآن خواند و تفسيرش نداند ، بمنزلت اعرابيى باشد كه نداند كه چه مىخواند .
حسن بصرى گفت : و اللَّه كه خداى تعالى هيچ آيت نفرستاد و الَّا خواست تا علم آن بدانند و معنى آن ، و آن كه چرا آمد و در چه سبب آمد .
ابو سعيد رملى گويد : ما در مكّه بنزديك فضيل عياض آمديم و گفتيم : ما را حديثى املا كن ! گفت : كلام خداى ضايع كردهايد و آمدهايد تا حديث فضيل شنويد ( 7 ) ! اگر با كتاب خداى فزع ( 8 ) كنيد ( 9 ) ، همه شفا در آن يابيد ( 10 ) . گفتيم : ما قرآن بياموختهايم . گفت : يا ( 11 ) سبحان اللَّه ! در علم قرآن عمرهاى شما و فرزندان شما و
هامش
( 1 ) . سورهء جن ( 72 ) آيهء 1 .
( 2 ) . مب ، مر : با او گويد .
( 3 ، 5 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 4 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز رحمة اللَّه عليهم ، مب ، مر و غيره .
( 6 ) . فق آن .
( 7 ) . مج : شنوى / شنويد ، مب ، مر : بشنويد .
( 8 ) . چاپ شعرانى ( 1 / 13 ) : فراغ .
( 9 ) . مج : كنى / كنيد .
( 10 ) . مج : يا بى / يابيد .
( 11 ) . مب ، مر : اى .