بود ، از او گرفت .
غياث الدين از دست او گريخت و رهسپار شام شد و پيش ملك ظاهر غازى بن صلاح الدين ، فرمانرواى حلب ، رفت .
ولى مورد قبول وى واقع نگرديد .
لذا از او دست كشيد و از پيش او رفت .
چندى همچنان شهر به شهر مىگشت تا به قسطنطنيه رسيد .
فرمانرواى روم شرقى او را بنواخت و تيولى در اختيارش گذاشت و در بزرگداشت او كوشيد .
غياث الدين كيخسرو در نزد او ماند و با دختر يكى از بطريقهاى [ ( 1 ) ] بزرگ نيز زناشوئى كرد .
اين بطريق قلعهاى از توابع قسطنطنيه را در اختيار خويش داشت .
هنگامى كه فرنگيان قسطنطنيه را گرفتند ، غياث الدين در پناه او ، يعنى پدر زن خود ، گريخت كه در قلعهء خويش به سر مىبرد .
او از غياث الدين در آن جا پذيرائى كرد و او را پيش خود نگه داشت و به دو گفت : « ما در نگهدارى اين قلعه با هم شريك مىشويم و به در آمد آن قناعت مىكنيم . »
غياث الدين نيز در آن جا ماند .
وقتى كه برادرش - چنان كه گفتيم - در سال 600 از جهان رفت سرداران او در اطراف پسرش گرد آمدند
هامش
[ ( 1 ) ] - بطريق : فرماندهء سپاهيان رومى ( فرهنگ فارسى دكتر معين )