تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
ولى تركان اوج كه در آن جا شمارهء ايشان بسيار بود ، با آنان به مخالفت برخاستند و از پيروى آنان سر باز زدند . آنگاه كسى را پيش غياث الدين كيخسرو فرستادند و او را به نزد خود فرا خواندند تا فرمانروائى آن سرزمين را به وى واگذار كنند . غياث الدين نيز حركت كرد و در ماه جمادى الاولى بدان جا رسيد . هواخواهان وى در اطرافش گرد آمدند و شمارهء كسانش رو به فزونى نهاد . با اين گروه به شهر قونيه رفت تا آن جا را محاصره كند . پسر ركن الدين با لشكريان خويش در آن جا به سر مىبرد . او گروهى از آن لشكر را براى پيكار با عموى خود بسيج كرد . اين سربازان با او روبرو شدند و او را شكست دادند و گريزان ساختند . غياث الدين كيخسرو ، پس از اين شكست ، سرگشته ماند و نمىدانست به كجا روى آورد . سرانجام رهسپار شهر كوچكى شد كه آن را اوكرم مىخواندند و در نزديك قونيه قرار داشت . به خواست خداى بزرگ ، مردم اقصرا به والى شهر شوريدند و او را از آن جا بيرون كردند ، و به هوادارى از غياث الدين كيخسرو بانگ برداشتند و فرمانروائى او را خواستار شدند . مردم قونيه ، وقتى شنيدند كه اهل اقصرا چه كرده‌اند ،