تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
سلاح خويش را نيز به كنار افكند و زمين ببوسيد و درخواست عفو كرد . خوارزمشاه نخست گمان برد كه او مست است و هنگامى كه دانست هوشيار است ، زبان به بدگوئى او گشود و دشنامش داد و گفت : « كيست كه به اين مرد يا كسانى كه مثل او هستند اعتماد كند ! » و ديگر به وى توجهى نكرد . آنگاه هر چه در طالقان از پول و اسلحه و چارپايان وجود داشت برگرفت ، و همراه رسولى براى غياث الدين محمود فرستاد . با اين رسول پيامى نيز به غياث الدين فرستاد كه حاكى از نزديكى وى به دو و دلجوئى از او بود . آنگاه يكى از ياران خويش را به نمايندگى از سوى خود در طالقان گماشت و از آن جا رهسپار دژهاى كالوين و بيوار گرديد . حسام الدين على بن ابو على ، دارندهء كالوين ، براى پيكار با خوارزمشاه آماده شد و با او بر فراز كوه‌ها به پيكار پرداخت . خوارزمشاه كسى را پيش وى فرستاد تا تهديدش كند كه اگر تسليم نشود و كالوين را واگذار نكند زيان خواهد ديد . ولى او پاسخ داد : « من مملوكى بيش نيستم و اين دژها نيز به امانت به دست من سپرده شده است . آن را تسليم نمىكنم مگر به كسى كه صاحب آن است . »