بالاخص در باره خاتم پيامبران مىفرمايد * ( فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى نجم 4 . ) *
اكنون ببينيم بچه دليل و از چه راهى مىتوانيم چنين هدايتى را در موجودات اثبات كنيم راه اثبات آن ابداع و ابتكار است هر جا كه نوعى ابتكار ديده مىشود دليل بر وجود هدايت نوع دوم است لازمه جبرى ساختمان منظم مادى اشياء كار منظم پيش بينى شده است ولى ابداع و ابتكار نمىتواند محصول سازمان مادى و حركات پيش بينى شده باشد ابداع و ابتكار نشانه وابستگى به آينده و عدم وابستگى كامل به گذشته است .
يك ماشين حساب ممكن است آن چنان منظم ساخته شود كه عمليات جمع و تفريق و ضرب و تقسيم را دقيقا انجام دهد يعنى نظم ساختمانى ماشين مىتواند چنين خاصيتى را به وجود آورد اما هرگز يك ماشين حساب قادر به ابداع و ابتكار يك قاعده رياضى نيست همچنين يك ماشين ترجمه مىتواند دقيقا سخنان يا نوشته يك نفر را ترجمه كند ولى هرگز نظم دقيق آن ماشين قادر به تصحيح اشتباه گوينده نخواهد بود .
اثبات و نفى چنين هدايتى در جمادات اندكى دشوار است اما در نباتات و حيوانات و انسان يعنى آنجا كه پاى حيات بمعنى مصطلح در ميان است دشوار نيست وارد بحث جمادات نمىشويم همين قدر مىگوئيم كه عمومىترين نيروى حاكم بر اجسام و اجرام جهان نيروى جاذبه است ولى نيروى جاذبه چيست آيا نيروى جاذبه خاصيت ذاتى جرم است نظير بعد داشتن و ساير خواص ضرورى هندسى كه غير قابل انفكاك از اجرام و اجساد است يا اينكه نيروئى است كه به موجودات داده شده و احيانا ممكن است اجرام از اين نظر بميرند يعنى در حالتى فرو روند كه اين خاصيت تنظيم كننده حركات آنها از ميان برود اين مطلبى است كه نفيا و اثباتا نمىتوان بان پاسخ داد ولى خود نيوتن كه مكتشف اين قانون است مىگويد من همين قدر مىدانم كه رابطه اى ميان اجرام هست كه همديگر را به نسبت خاص حجم و فاصله بسوى يكديگر مىكشند عجالتا نام آن را نيروى جاذبه مىگذارم اما حقيقتش چيست نمىدانم .
اما در مورد جانداران در كار سلولهاى حياتى چند نوع كار ابتكارى ديده مىشود كه ساختمان ماشينى آنها براى توجيه آن نوع كارها كافى نيست يا بايد معتقد شويم سلولها داراى آن قدر عقل و علم و شعور و ادراكند كه خود انسان به هيچ وجه به پايه آنها نرسيده و نخواهد رسيد يعنى بايد معتقد
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥١