تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
نتيجه جهان و اجزاء جهان در استقلال وجودى خود و واقعيتدار بودن
شرح
از عاليترين انديشه هاى بشرى است ثابت كرده كه معلول عين نياز و عين ارتباط و عين تعلق و وابستگى به علت است علت مقوم وجود معلول است و بنا بر اين معلوليت مساوى است با ظهور و تشان و جلوه بودن پس هيچ منافاتى ميان اين دو نظر نيست . در مقاله 8 و مقاله 9 در اين باره باز هم بحث شده است . حكماى اروپا از قرن يازدهم ميلادى پنجم هجرى برهان معروفى براى اثبات خداوند ذكر كرده‌اند كه به برهان وجودى معروف است مبتكر اين برهان سنت آنسلم است كه او را آنسلم مقدس مىنامند و از اولياء دين مسيح مىشمارند افراد زيادى از قبيل دكارت و لايپ نيتس و اسپينوزا با تقريرهاى مختلف آن را تاييد كرده‌اند ولى كانت بر آن انتقاد كرده و آن را نارسا دانسته است . ممكن است كسى توهم كند كه برهان وجودى آنسلم عينا همان برهان صديقين صدرالمتالهين است ما براى اينكه اجمالا مقايسه اى ميان طرز تفكر فلسفى اسلامى و طرز تفكر فلسفى مسيحى به عمل آيد آن را نقل و انتقاد مىكنيم . فروغى در جلد اول سير حكمت در اروپا چنين مىگويد از همه برهانها كه آنسلم براى ذات بارى آورده آنكه بيشتر مذكور مىشود و موضوع مباحثات بسيار واقع شده آن است كه معروف است به برهان وجودى يا ذاتى از اين قرار همه كس حتى شخص سفيه تصورى دارد از ذاتى كه از آن بزرگتر ذاتى نباشد و چنين ذاتى البته وجود دارد زيرا اگر وجود نداشته باشد بزرگترين ذاتى كه وجود داشته باشد از آن بزرگتر است و اين خلف است پس يقينا ذاتى هست كه هم در تصور و هم در حقيقت بزرگترين ذات باشد و آن خدا است . نكته اساسى در اين برهان همچنانكه ازوالد كولپه در مقدمه اى بر فلسفه مىگويد اينست كه شىء در اينجا وجود خداوند از تصورى استنتاج مىشود .