يا حلول كند و يا پاره هائى از واقعيت جدا شده و باشياء بپيوندد بلكه
شرح
گويند [ 1 ] از جنيد بغدادى پرسيدند ما الدليل على وجود الصانع چه دليلى بر وجود خدا هست گفت اغنى الصباح عن المصباح يعنى روشنى صبح ما را از چراغ بىنياز كرده است .
حكماى اسلامى كوشيدهاند به استدلالى عقلى راه يابند كه در آن استدلال مخلوقات واسطه اثبات نباشند بوعلى سينا برهان معروف خود را كه از راه تقسيم موجود بواجب و ممكن و نيازمندى ممكن در وجود به مرجح و امتناع دور و تسلسل علل وارد شده است برهان صديقين مىخواند و مدعى است اين برهان بر ساير براهين شرافت دارد زيرا اشياء و مخلوقات واسطه براى اثبات حق قرار نگرفته است .
در برهان بوعلى اشياء واسطه اثبات ذات واجب قرار نگرفتهاند آنچنانكه متكلمان و ارسطوئيان اشياء را از اين جهت كه حادث يا متحركند واسطه قرار دادهاند آنچه در برهان بوعلى وجودش مسلم و قطعى گرفته شده است مطلق موجود است كه نقطه مقابل آن انكار هستى بطور مطلق است پس از آنكه در اصل وجود موجودات ترديد نكرديم يعنى همين قدر كه سوفسطائى نشديم يك تقسيم عقلى به كار مىبريم كه موجود يا واجب است و يا ممكن شق سوم محال است سپس نيازمندى ممكن را به مرجح كه بديهى اولى است مورد استناد قرار مىدهيم آنگاه با امتناع دور و تسلسل كه مبرهن است نتيجه نهائى را مىگيريم چنان كه پيدا است در اين برهان مخلوقات و موجودات جهان واسطه اثبات قرار نگرفته است يك محاسبه صرفا عقلانى ما را به نتيجه رسانيده است بوعلى در نمط چهارم اشارات پس از بيان اين برهان بر وجود خداوند و براهين ديگرى كه از اين برهان نتيجه مىشود بر وحدانيت و صفات خداوند چنين به خود مىبالد تامل كيف لم يحتج بياننا لثبوت الاول و وحدانيته و برائته عن الصمات الى تامل لغير نفس الوجود و لم يحتج الى اعتبار من خلقه و فعله و ان كان ذلك دليلا عليه لكن هذا لباب اوثق و اشرف اى اذا اعتبرنا حال الوجود يشهد به الوجود من حيث هو وجود و هو يشهد[ 1 ] شرح گلشن راز محمد لاهيجى ص 69 .