تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
بلكه با آن واقعيت واقعيتدار و بىآن از هستى بهره اى نداشته و منفى است .
شرح
محرك است و همه محركها بايد منتهى شوند به محركى كه متحرك نيست وارد مىشوند و وجود خداوند را بعنوان محرك اول اثبات مىكنند در همه اين استدلالها عالم و مخلوقات واسطه قرار داده شده و از شاهد بر غائب و از عيان بر نهان استدلال شده است . اينجا پرسشى به ميان مىآيد و آن اينكه آيا در برهانها و استدلالها لزوما بايد عالم و مخلوقات واسطه قرار گيرند و از عالم بعنوان ظاهر و شاهد و از خداوند بعنوان باطن و غائب استدلال شود يا لزومى ندارد و اين گونه استدلالها مخصوص بعضى از افراد آدميان است كه بصيرت عقلى كامل ندارند و ديده باطنى قلبى آنها هم باز نشده است . حقيقت اينست كه در معارف اسلامى بابى هست كه مىرساند خداوند در عين اينكه باطن است ظاهر است هم باطن است و هم ظاهر در سوره مباركه حديد مىفرمايد * ( هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ ) * او هم اول است و هم آخر هم ظاهر است و هم باطن در سوره نور مىفرمايد * ( الله نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * يعنى ظهور همه اشياء بذات او است در سوره آل عمران مىفرمايد * ( شَهِدَ الله أَنَّه لا إِله إِلَّا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ ) * يعنى ذات خدا و فرشتگان و دانشمندان بر وحدانيت خدا گواهى ميدهند . در اين آيه سه نوع گواهى دلالت ذكر شده است و نوع اول كه اشرف و عاليتر است گواهى و دلالت ذات حق بر ذات خود و بر وحدانيت خود است بعدا بيان خواهيم كرد كه دليل بر ذات حق و دليل بر وحدانيت او عين يكديگرند و نيز در سوره بقره مىفرمايد * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) * بهر طرف رو كنيد آنجا چهره خدا است على ع در خطبه 63 نهج البلاغه مىفرمايد : و كل ظاهر غيره غير باطن و كل باطن غيره غير ظاهر هر ظاهرى غير خدا باطن نيست و هر باطنى غير او ظاهر نيست اين خدا است كه در عين اينكه ظاهر است باطن است و در عين اينكه باطن است ظاهر است در خطبه 193 مىفرمايد : لا يجنه البطون عن الظهور و لا يقطعه الظهور عن البطون در خطبه 161 مىفرمايد الظاهر لا يقال مما و الباطن لا يقال فيما يعنى او نمايان است اما صحيح نيست گفته شود از چه نمايان است و پنهان است اما صحيح نيست گفته شود در چه پنهان است .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 78 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى