تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
البته نه به اين معنى كه واقعيت با اشياء يكى شود و يا در آنها نفوذ
شرح
در حكمت متعاليه ثابت شده است كه جهت ظهور و جهت بطون در ذات حق عين يكديگر است يعنى او داراى دو حيثيت و دو جهت نيست كه يكى از آنها ظاهر و ديگرى باطن باشد حيثيت واحد است كه هم منشا ظهور و هم منشا بطون است و آن حيثيت واحد عبارت است از كمال فعليت و لا نهائى شدت وجود حاجى سبزوارى در منظومه معروف خود مىگويديا من هو اختفى لفرط نوره الظاهر الباطن فى ظهورهو هم او در اشعار فارسى خود مىگويدپرده ندارد جمال غير صفات جلال نيست بر آن رخ نقاب نيست بر آن مغز پوست با همه پنهانىاش هست در اعيان عيان با همه بىرنگىاش در همه زو رنگ و بو است. ديگرى مىگويدجمالك فى كل الحقائق سائر و ليس له الا جلالك ساترديگرى مىگويدحجاب روى تو هم روى تو است در همه حال نهان ز چشم جهانى ز بس كه پيدائى. عرفاى اسلامى فلاسفه را كه از طريق مخلوقات و مصنوعات بر ذات بارى استدلال مىكنند و جهان را عيان و خداوند را نهان مىپندارند سخت تحقير و مورد سرزنش قرار ميدهند محيى الدين عربى مىگويد الله تعالى ظاهر ما غاب قط و العالم غائب ما ظهر قط . مولوى مىگويدآفتاب آمد دليل آفتاب گر دليلت بايد از وى رو متاب از وى ار سايه نشانى مىدهد شمس هر دم نور جانى مىدهد سايه خواب آرد تو را همچون سمر چون برآيد شمس انشق القمر. عارف شبسترى مىگويدزهى نادان كه او خورشيد تابان به نور شمع جويد در بيابان اگر خورشيد بر يك حال بودى شعاع او بيك منوال بودى ندانستى كسى كان پرتو او است نبودى هيچ فرق از مغز تا پوست جهان جمله فروغ نور حق دان حق اندر وى ز پيدائى است پنهان چه نور حق ندارد نقل و تحويل نيايد اندر او تغيير و تبديل.