تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
در كلمه ديالكتيك موجود است پيشوند ديا معنى مقابله و معاوضه را مىدهد و به اين ترتيب مفهوم ديالكتيك رد و بدل ساختن كلمات و دلائل و گفتگو و مباحثه را معنى مىدهد وقتى كلمه ديالكتيك را به صورت مصدر استعمال نمائيم معنى آن مذاكره و صحبت و مجادله كردن است و وقتى آن را به صورت صفت به كار ببريم معنى آن چيزى است كه مربوط به مباحثه و مخصوصا مجادله اى است كه بين الاثنين باشد و به صورت اسم كه به كار رود مفهوم آن فن مباحثه و مجادله مىباشد . مىگويند قبل از دوره سقراط و افلاطون اين كلمه در مورد استدلالاتى به كار مىرفت كه هدف باطل كردن دليل خصم بوده است مجادله نه كوشش براى درك حقيقت سوفسطائيان حتى آن را به معنى فن بلاغت و مشاجره كه با حقيقت سر و كار ندارد و هدف موفقيت نهائى است به كار بردند ولى در كلمات سقراط و افلاطون اين كلمه مفهوم اثباتى پيدا كرده سقراط و افلاطون روشهاى سلوك عقلى و فكرى خود را كه هدف كشف حقيقت و تحصيل يقين بود نه صرف مجادله و پيروزى بر خصم ديالكتيك ناميدند اما ارسطو بار ديگر كلمه ديالكتيك را در مورد فن جدل كه هدف غلبه بر خصم است به كار برده است و در مورد برهان كه هدف كشف حقيقت و وصول به يقين است لغت تحليل را آناليتيك آنالوطيقا به كار برده است بعد از ارسطو نيز تا قرن نوزدهم اين كلمه گاهى در اصطلاح نزديك به اصطلاح ارسطو و گاهى در اصطلاحى عامتر كه شامل روشهاى اثباتى و برهانى هم مىشده است به كار رفته و داستانى دراز پيدا كرده است و در همه احوال تا دوره هگل 1770 1831 كلمه ديالكتيك مفهوم جمع ضدين يا نقيضين را