واسطه بحثى كه در اين مقاله گذشت استوار ساخته و به بررسى احكام آنها پرداختيم از نظر مهيات است كه با لباس وجود ملبس مىشوند و گر نه اگر از اين روى نظر كنيم كه واقعيت خارج يك حقيقت بيش نيست و آن حقيقت وجود مىباشد در خارج هر كثرت كه فرض شود به سوى وحدت بر مىگردد و كثرتى كه به وحدت بر نگردد نداريم چنان كه در مقاله 7 اشاره شد .
مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت رسيد به قرار زير مىباشد 1 دو صفت عمومى به نام وحدت و كثرت در خارج داريم .
2 وحدت و كثرت منقسم مىشوند به شخصى و كلى .
3 وحدت و كثرت منقسمند به بسيط و مركب .
4 حقيقت حمل وحدتى است كه بر كثرت استوار مىباشد .
5 يكى از خواص كثرت غيريت است .
6 هر فعليتى فعليتهاى ديگر را از خود مىراند .
7 وحدت كثير محال است .
8 غيريت منقسم است به ذاتى تقابل و عرضى .
9 تقابل را فلاسفه چهار قسم كرده اند
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٩٥