مقاله دوازدهم وحدت و كثرت
وحدت و كثرت اگر چنانچه به ادراكات و افكار ساده خود رسيدگى كرده و توجه بنمائيم خواهيم ديد كه پس از ادراك واقعيت جهانى خارج مقابل معقوليت يكى از روشنترين قضايائى كه تصديق مىكنيم اين قضيه است پديده هاى بسيارى در جهات هست .
و قضيه ديگرى است كه همان بسيار كثير از يكىها آحاد پيدا شده است .
و با زبان ديگر مفهوم وحدت و كثرت را ادراك نموده تصديق مىكنيم كه اين دو مفهوم در خارج مصداق دارند و موجودند و با تعبير ديگر مطلق موجود به دو قسم واحد و كثير منقسم مىشود يعنى چنان كه مىگوئيم هر موجودى كه فرض شود يا امكان دارد يا فعليت و هر موجودى كه فرض شود يا علت است و يا معلول همچنين مىتوانيم بگوئيم هر موجود يا واحد است و يا كثير پس به عهده فلسفه است كه از وحدت و كثرت نيز بحث كند .
درست است كه ما در بيشتر احوال بجز وحدت و كثرت كمى يك و چند كه عدد و واحد عددى است به چيز ديگرى توجه نداريم ولى با كمى دقت روشن خواهد شد كه منشا اين توهم