تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
از بين رفته صورت جسميه مثل حالت فصل و وصل و يا صورت نوعيه مثل ساير تكونات باشد البته در اينجا دو مطلب هست يكى اينكه آيا در غير حالت فصل و وصل يعنى در ساير مواردى كه تبدل صورت مىشود و صورتى مىرود مثل حالت مردن انسان و يا صورتى مىرود و صورت ديگر مىآيد مثل تبدل آب به هوا و هوا به آب در نزد قدما صورت جسميه نيز به تبع صورت نوعيه از بين مىرود و صورت جسميه جديدى به تبع صورت نوعيه موجود مىشود و يا صورت جسميه باقى مىماند و شايد اين مطلب مبتنى بر اينست كه آيا صورت جسميه در صورت تحقق صورت نوعيه جزء ماده است يا به تبع صورت است و به عبارت ديگر آيا هيولاى ثانيه مجموع ماده و صورت قبلى است همان طورى كه از ظواهر عبارت آقاى طباطبائى فهميده مىشود و يا آنكه هيولاى ثانيه همان هيولاى اولى با زيادت اعتبار يعنى به اعتبار صورت بعد از صورت است همان طورى كه از ظاهر كلام صدرا در مباحث مهيت فصل اقتران ماده به صورت فهميده مىشود اين ترديد در باب اشتداد صور نيز مىآيد يعنى آيا در حركات اشتدادى هر مرتبه اى صورت مرتبه پيشين و ماده مرتبه پسين است همان طورى كه در قوه و فعل حركت گفته مىشود و يا آنكه ماده در جميع مراتب همان هيولاى اولى است پس اين مطلب كه مقصود از ماده ثانيه چيست خالى از اهميت نيست و تنها اصطلاح نيست مطلب ديگر اينكه تغييرات به صورت تكون و تفاسد است يا به شكل اشتداد كه در محل خود روشن خواهد شد به هر حال هيولاى به معناى اعم همان طورى كه حاجى در شعر خود اشاره