رابطه اى بين نطفه و انسانيت و هم بين انسانيت و موجوديت موجود است و ما خبر از سلب نمىدهيم خواه مفاد آن امكان را سلب تحصيلى و يا موجبه سالبه المحمول بدانيم يعنى واقعا رابطه اى بين نطفه و انسانيت و همچنين بين انسانيت و موجوديت هست نه اينكه سلب مىكنيم انسان شدن را در آينده از نطفه و امتناع موجود شدن را از انسان در آينده اگر ما نظريه دوم از سه نظريه گذشته را در باب امكان استعدادى بپذيريم بايد قبول كنيم كه امكان استعدادى همان امكان ذاتى است و در هر جا كه صور متضاده پيدا مىشود امتناع حاصل مىشود و هر جا كه صور متضاده از بين مىرود رفع امتناع مىشود زيرا هيولا در ذات خود نسبتش با همه صور على السويه است و اينكه ما قبلا گفتيم مرجع نظريه دوم نيز سنخيت است درست نيست زيرا فرق است بين عدم تضاد و سنخيت [ 1 ] . به هر حال قول به اينكه امكان استعدادى مرجعش به امكان ذاتى است مبتنى به نظريه دوم است و شايد صدرا در بيشتر نظرياتش متمايل به همين نظريه باشد يعنى از طرفى امكان استعدادى را از سنخ امكان ذاتى و از طرف ديگر مرجع استعدادات را رفع موانع مىداند ولى بنا بر نظريه اول و نظريه ثالث مرجع امكان استعدادى به امكان ذاتى نيست و البته نظريه ثالث با قول به وجود
هامش
[ 1 ] به عبارت ديگر آنءه مسلم است اينست كه الا انسان مناسبتى بين تخم سيب و درخت سيب هست كه اين مناسبت بين هسته خرما و درخت خرما نيست و اين مناسبت و امكان در اين زمان كه قبل از زمان فعليت يافتن درخت سيب و درخت خرما است موجود است و اگر اين مناسبت و امكان همان امكان ذاتى باشد . . . [ اين پاورقى در دستنويسهاى استاد شهيد به همين صورت ناقص است ] .