تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
استعداد ممتنع الوجود است پس امكان ماهوى نيز ندارد مگر آنكه گفته شود امكان ذاتى دارد و امكان وقوعى ندارد زيرا امكان ذاتى و امكان وقوعى دو اعتبارند و خارجا هر ممكن وقوعى ممكن ذاتى نيز هست هر چند هر ممكن ذاتى ممكن وقوعى نيست زيرا ممكن است يك ممكن ذاتى ممتنع وقوعى يا واجب وقوعى باشد پس مىتوان گفت هر فردى كه در ماده پيدا مىشود قبل از تهيؤ ماده امكان ذاتى دارد و امتناع وقوعى و بعد از تهيؤ كامل ماده امكان وقوعى نيز پيدا مىكند و شايد سر اينكه به امكان استعدادى امكان وقوعى نيز گفته مىشود و حال آنكه معناى امكان وقوعى عدم لزوم محال از وقوع شىء است همين است كه امكان استعدادى يكى از مصاديق امكان وقوعى است . جواب اين مطلب اينست كه علت امتناع وجود شىء غير متهيؤ الاستعداد لزوم امر محال ديگرى نيست جز قصور ذات آن شىء از اينكه قبل از تهيؤ استعداد پيدا شود . و ثالثا تنها فرض امكان استعدادى كثرت افرادى بالخصوص افراد عرضى را تصحيح نمىكند سپس مىگويد اگر فرض امكان استعدادى نشود باب خير و فيض منسد مىشود اين مطلب نيز فى حد ذاته درست نيست باب خير و فيض به واسطه حركت دوام دارد و حركت متوقف بر فرض امكان استعدادى به معناى معروف كه آن را كيف يا اضافه اى بدانيم نيست . سپس مىگويد هر اندازه بعد از منبع وجوب بيشتر باشد امكان بيشتر است امكان ذاتى و هر اندازه كه قرب بيشتر است