فرض غلطى است و امر دائر است بين فرض مانعيت و فرض سنخيت و شايد بشود اين دو را به هم بر گردانيد .
22 آيا امكان ذاتى ماهوى و امكان استعدادى كه لازمه عدم امكان استعدادى امتناع استعدادى است با هم منافاتى ندارد .
23 صدرا در يكى از فصول اسفار مىگويد حركت مثل حدوث مفهومى نسبى است آيا مىتوان گفت كه حركت از معقولات ثانيه است و آيا بنا بر اينكه از معقولات ثانيه است نظير وجود است يا نظير امكان .
24 زمان و حركت و مقوله يك چيز است .
25 مسافت به دو معنا اطلاق مىشود يكى به معناى فاصل بين دو نقطه كه مجموعا در آن موجود است و يكى به معناى ما فيه الحركه .
26 هر حركت زمانى دارد و جسم از هر نظر كه ساكن است زمان ندارد ما براى سكون هم زمان قائليم و مىگوئيم يك ساعت سكون ولى فرق است بين سكون مقابل حركت كه تجرد است و زمان ندارد و بين سكونهاى نسبى رجوع شود به مقاله عربى آقاى طباطبائى .
27 هر حركت زمانى دارد همان طورى كه هر جسم مقدارى دارد و ما براى سنجش زمانها واحدى وضع كردهايم همان طورى كه براى مقادير واحدى وضع كردهايم .
28 مىگويند زمان بدايت و نهايت ندارد و اين با اين نظريه كه هر حركت زمانى دارد سازگار نيست زيرا بعض
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨١