تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
هر حال غير قابل رفع است . پس بر صدرا دو ايراد وارد است يكى اينكه تو كه قائل به تركب اتحادى هستى ديگر تمسك به برهان فصل و وصل برايت صحيح نيست ديگر اينكه تو كه قائل به تركب اتحادى و هم به اصل حركت هستى نبايد قائل شوى به هيولاى اولى حتى به تحليل عقلى زيرا در عقل حد يقف ندارد بلى هيولاى ثانيه به معناى آنكه هر درجه اى را كه بگيريم منحل مىشود به قوه و فعليتى مانعى ندارد كه فرض شود همان طورى كه اعتبار به شرط لائيت و نوعيت مستقل نيز در ماده ثانيه و لو به نحو مجازيت قابل فرض است پس بنا بر نظريه تركب اتحادى به نحو مجاز مىتوان قائل به ماده ثانيه به عنوان جوهر مستقل در مقابل صورت شد از اين نظر نيز ما با صدرا مخالفيم كه در فصل تركب اتحادى و انضمامى از جلد دوم مىگويد اعتبار به شرط لائيت نسبت به ماده است در حالى كه متحد به اين صورت نيست و نوعى مستقل است و باز ايراد ديگرى بر صدرا وارد است كه اگر مطلب اينطور است كه لازمه تركب اتحادى اينست كه حتى اعتبار به شرط لائيت نيز ممكن نباشد پس تو به چه نظر نظريه جواهر خمسه را مىپذيرى . 2 آيا حاجى كه مىگويد حامل قوه لشىء عنصره هيولاى ثانيه را تعريف مىكند در مقابل هيولاى اولى كه جوهر ذا محض قوه الصور است و يا هيولاى به معناى اعم را تعريف مىكند كه
ان الهيولا العم اعنى ما حمل قوه شىء اثبتت كل الملل
ظاهر امر اينست كه هيولاى اعم را تعريف مىكند البته هيولاى اعم