تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
. . .
شرح
از نكاتى كه اين فقره را تاييد مىكند اينست كه موجودات با آنكه مركب از اجزاء مىباشند يعنى هر فردى يك كل است كه از جمع اجزائى ساخته شده است خصائص مجموعه ها و كل با خصائص اجزاء معادل نيست و زياده دارد مثلا يك گياه يا درخت با آنكه از اجزاء جمادى مركب است خاصيتى زائد بر مجموع خواص جمادى اجزاى خود دارد كه همان آثار نفس نباتى است و همچنين است حال حيوان و انسان و از اين جهت است كه با معلوماتى كه از خواص يك طبقه از موجودات داريم نمىتوانيم خواص طبقات ديگر را به قياس معلوم كنيم در هر مورد مجبوريم تجربه و مشاهده خاص به كار ببريم . . . ايضا مىگويد چون سير تحولى موجودات را به نظر مىگيريم مىبينيم بنا بر اينكه موجودات چندين طبقه هستند هر طبقه چيزى دارد كه از خواص طبقه پيشين بر نيامده و بر آن مزيد شده است پس نمىتوان گفت كه سير تكاملى موجودات فقط به تحول است بلكه در هر طبقه از موجودات امرى تازه احداث شده است به عبارت ديگر فقط تبديل كارمايه انرژى به كارمايه ديگر نيست بلكه ايجاد كارمايه تازه هم واقع مىشود و قوه خلاقيت به كار مىرود و كارمايه اى كه تازه احداث شده معلولى نيست كه كارمايه قديم علت آن باشد . مسئله فلسفى صور نوعيه دو پايه دارد يكى علمى و ديگرى فلسفى و البته خود مسئله فلسفى است يعنى نوعى استنباط فلسفى است و از نظر ملاكى كه در مورد تشخيص مسائل فلسفى از مسائل غير فلسفى در كار است كه در جلد اول اصول فلسفه شرح داده شده است اين مسئله فلسفى است ولى پايه هائى كه اين مسئله بر آن بنا نهاده شده است يكى علمى است يعنى مربوط است به حوزه علوم و يك پايه ديگر در حوزه خود فلسفه است . پايه علمى آن شهادت علوم است به اختلاف خواص و آثار در موجودات فيزيك كه از قواى بى جان طبيعت بحث مىكند به نحوى شهادت مىدهد شيمى از نظر ميلهاى تركيبى عناصر به نحو ديگر و علوم زيستى از نظر آثار