بسم الله الرحمن الرحيم
واقعيت و هستى اشياء
ما هرگز ترديد نداريم و هم نبايد داشته باشيم در اينكه در نخستين گامى كه مىخواهيم پس از خاموش كردن ترانه سفسطه برداريم با واقعيت اشياء مواجه شده و سر و كار ما با واقعيت هستى خواهد بود يعنى اصل واقعيت را اثبات نموده و با غريزه غير قابل دفع خود به جستجو و كنجكاوى از واقعيتهاى گوناگون خواهيم پرداخت .
و بعبارت ديگر مىدانيم واقعيتى هست ( 1 ) و سپس به توليد
شرح
( 1 ) اين همان اصلى است كه در مقدمه بعنوان اصل اثبات واقعيت از آن ياد كرديم اين اصل عبارت است از اذعان و تصديق به اينكه اجمالا موجودى داريم و بر خلاف زعم سوفسطائيان جهان هيچ در هيچ و موجود بودن امرى پوچ نيست .
اين اصل اصلى است يقينى و قطعى و مورد قبول تمام اذهان بشرى و نخستين نقطه اى است كه فكر انسان در اين سير عقلانى بنام فلسفه كه در پيش دارد آن را مبدا و آغاز حركت خويش قرار مىدهد .
بايد دانست كه بر هر فيلسوفى لازم است كه افكار خويش را از يك نقطه قطعى و غير قابل ترديدى آغاز كند و براهين و استدلالات خويش را بر روى يك پايه محكم و متين بگذارد زيرا بديهى است كه اگر اساس و بنيان يك سلسله افكار بنام افكار فلسفى بر يك فرضيه غير قطعى و نظريه احتمالى گذاشته شود هيچگونه ارزش و اعتبارى نمىتوان برايش قائل شد زيرا بنيانى