تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

مثلا در نوزاد انسانى از جمله اجزاء علت انجام يافتن عمل تناسلى و قرار گرفتن ماده در رحم مادر و شرايط و احوال ديگر تحول و تكامل نه ماهه مىباشد و در اين سلسله هر يك از احوال و شرايط وجود مقيد دارد نه مطلق يعنى انجام يافتن عمل تناسلى نه ماه پيش از تولد بايد باشد نه هر وقت و نه وقت تولد . . . . بهترين دليل بر امكان يك چيز وقوع آن است وقوع اين حوادث دليل بر امكان بقاى معلول بدون علت است . پاسخ اين امثله حسى ناقض حكم عقلى نيست زيرا در اين موارد مسامحه اى به كار رفته و آنچه علت فرض شده علت نيست بناء علت حركاتى است كه انجام مىدهد نه علت ساختمان كه مجموعه اى از مواد با خاصيتهاى معينه است ضامن بقاى ساختمان آن موادى است كه با خواص معينه در آنجا به كار رفته و بناء هيچگونه عليتى نسبت به آن مواد و خواص آن مواد ندارد تنها عليتى كه دارد نسبت بحركاتى است كه شخصا مباشر بوده و بديهى است كه با نبود بناء آن حركات معين نيز نابود مىشود و همچنين در مثال ساعت و ساعت ساز و پدر و فرزند كه هر يك از پدر و ساعتساز فقط علت حركاتى هستند كه در لحظات معين با مباشرت آنها صورت مىگيرد و البته بقاء آنها

شرح
يك مرحله معين و قطعه معين از زمان شرط وجود معلول است نه مطلقا و اينكه ما گفتيم بقاى علت در بقاى معلول شرط است منظور علت فاعلى و همچنين علت مادى و صورى اجزاى تشكيل دهنده واقعيت شىء بود نه مطلق علل كه حتى شامل شرائط و معدات نيز باشد . اشكال امثله و شواهد حسى همه اين استدلالات عقلانى را نقض مىكند ما هزارها كار در جهان مىيابيم كه فاعل آنها از ميان رفته و فعل همچنان به سر پاى خود ايستاده است بناء ساختمانى را مىسازد و پس از رفتن بناء ساختمان باقى مىماند ساعتساز ساعتى مىسازد و سالها آن ساعت بدون آن كه احتياجى به ساعتساز داشته باشد به كار خود ادامه مىدهد پدر فرزند توليد مىنمايد و خودش مىميرد و فرزند به زندگى خود ادامه مىدهد و همچنين هزارها مثال ديگر 1 صصص
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 129 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى