پذير نيست مانند اعمال تحريك و قبض و بسط كه در عضلات گوناگون براى كارهاى گوناگون ديدن و شنيدن و بوئيدن و جز اينها مىكنيم
اشكال و پاسخ
البته براى نخستين بار با شنيدن اين سخن به ذهن انسان خطور مىكند كه اگر اينطور بود انسان يا هر موجود زنده ديگر در آغاز پيدايش خود همه اعضاء و اجزاى وجود خود را تا آخرين حد حقيقتش مىفهميد ديگر نيازى به اين همه كاوشهاى دور و دراز علمى دانشمندان نبود .
ولى بايد متذكر شد كه سخن ما در علم حضورى است نه در علم حصولى آنچه را كه ما با بيان گذشته گفتيم كه انسان مىداند با علم حضورى مىداند و آنچه را كه دانشمندان با كاوشهاى علمى
شرح
را واسطه و مبنا قرار داده و آن را دليل بر وجود نفس گرفته است .
عجبتر آنكه اين دانشمندان دقت نكردهاند كه ابن سينا در اشارات به طريقه دكارت و بطلان آن و راه بطلان آن تصريح مىكند و آن را مخدوش مىداند وى در نمط سوم اشارات پس از آنكه برهان معروف انسان معلق در فضا را بيان مىكند تحت عنوان وهم و تنبيه مىگويد ممكن است تو بگويى من ذات خود را بلا واسطه شهود نمىكنم بلكه از راه اثر و فعل او بوجود او پى مىبرم در جواب مىگوييم اولا برهان ما دلالت مىكرد كه انسان قطع نظر از هر فعل و حركتى خود را مىيابد ثانيا هنگامى كه فعل و اثرى شهود مىكنى و مىخواهى آن را دليل بر وجود خود قرار دهى آيا فعل و اثر مطلق را مىبينى يا فعل مقيد يعنى فعل خود را با اضافه به ميم در صورت اول نمىتوانى نتيجه بگيرى پس من هستم زيرا فعل مطلق دليل بر فاعل مطلق است نه فاعل شخصى من و در صورت دوم پس تو قبل از آنكه فعل را شهود كنى و لا اقل در حينى كه فعل خود را شهود مىكنى خود را شهود مىكنى پس لا اقل در حين اينكه وجود فعل بر تو ثابت است وجود خود را ثابت و محقق مىبينى