تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
معلوم بالذات را انجام مىدهيم و هنگام استعمال به كار مىاندازيم دانسته به كار مىاندازيم نه اينكه با وسائل و قواى ديگرى كشف كرده و سپس به كار انداخته باشيم ما تصرفات عجيب و لطيفى كه در موقع ادراكات مختلفه در اعضاى ادراك انجام مىدهيم بى آنكه به اين تصرفات و خواص و آثار آنها و اعضائى كه اين تصرفات بوسيله آنها انجام مىگيرد علم داشته باشيم و تشخيص دهيم امكان
شرح
مىدهد . نكته اى كه در اينجا احتياج به توضيح و تذكر دارد اينست كه در مشاهده آثار و افعال قسم دوم و همچنين مشاهده قوا و ابزار نفسانى قسم سوم از آن جهت كه اين پديده ها از ملحقات و مراتب وجود من هستند و بحسب واقعيت و وجود با واقعيت و وجود من پيوسته هستند به طورى كه وجودشان عين اضافه و نسبت است و فرض انقطاع نسبت عين فرض نابودى آنها است هيچگاه متصور نيست كه ذهن اين دو قسم را جدا از شهود خود من شهود كند مثلا آنجا كه ذهن ديدن خود را شهود مىكند چون ديدن خود را شهود مىكند ديدنم با اضافه به ميم نه ديدن مطلق را پس شهود ديدن خود همواره ملازم است با شهود خود . ما در پاورقىهاى مقاله 3 جلد اول استدلال معروف دكارت را مىانديشم پس هستم كه از وجود انديشه بر وجود نفس استدلال مىكند مخدوش دانستيم و گفتيم انسان در مرحله قبل از آنكه وجود انديشه را در خود بيابد وجود خود را مىيابد و خود دكارت كه مىگويد مىانديشم معلوم مىشود كه انديشه مطلق را نيافته بلكه انديشه مقيد را با اضافه بميم مىانديشم يافته پس قبل از آنكه انديشه خود را بيابد خود را يافته است . عجب اينست كه بعضى از دانشمندان اروپا و بعضى از دانشمندان ايرانى كه در آثار ابن سينا مطالعاتى دارند گمان كرده‌اند كه برهان معروف انسان معلق در فضا كه شيخ براى اثبات تجرد نفس اقامه كرده با برهان معروف دكارت يكى است و برهان دكارت عينا متخذ از ابن سينا است . يكى دانستن اين دو برهان اشتباه بزرگى است زيرا ابن سينا از طريق مشاهده بلا واسطه و مستقيم خود نفس قسم اول از اقسام علم حضورى وارد شده و دكارت از طريق شهود آثار نفسانى قسم دوم وارد شده و وجود انديشه