مكنت و توليد ثروت مىباشيم و اگر يك فرد مالك و اگر يك دهگان و اگر يك دانشور و اگر . . . بوده باشيم با احساسات ويژه و انديشه هاى مخصوص بسر برده و زندگى خود را به سر انجام مىرسانيم .
راستى ممكنست يكنفر انسان يك عمر تمام سرگرم انديشه هاى گوناگون بوده و حتى يك دم نظر نخستين كه گفته شد از فكر وى
شرح
منظور را مىدهد رهبرى مىكند .
3 در عين اينكه هر يك از جهازات طبيعى حيوان با تمايل و غريزه و انديشه هاى مربوطه بان واقعا مرتبط و پيوسته است و بالاخره از همه آنها منظور واحدى تامين مىشود و همه به منزله يك دستگاهند كه براى يك منظور واحد بوجود آمدهاند نكته قابل توجه اينست كه طرز فعاليت اين دو قسمت قسمت طبيعى و قسمت نفسانى چنان نمودار ميسازد كه اين دو قسمت مجزا از يكديگرند و هر يك براى خود و براى يك غايت و هدف جداگانه و مختص به خود كار مىكنند و بحسب تصادف نتيجه يكى از اين دو قسمت بنفع ديگرى هم تمام مىشود .
شما از انسان عالم صرف نظر كنيد و وضع كودك يا حيوان يا انسان بسيط را مورد مطالعه خود قرار دهيد كودك يا حيوان يا انسان بسيط در دستگاه مربوط به تغذيه وى مثلا احتياج به غذا پيدا مىشود و او بدون آنكه از اين احتياج طبيعى آگاه شود و بداند كه بدن احتياج به بدل ما يتحلل دارد و فايده غذا از لحاظ طبيعى چيست بلكه بدون آنكه از وجود معده و دستگاه هضم و جذب و دفع آگاهى داشته باشد و بدون آنكه توجهى بحيات و بقاء خود داشته باشد فقط احساس مخصوصى در خود مىيابد كه ما نام آن را گرسنگى مىخوانيم آنگاه ميل به سيرى و لذتى كه از اين راه حاصل مىشود در دستگاه نفسانى وى شروع به فعاليت مىكند و انديشه سير شدن بايد سير بشوم را در وى پديد مىآورد تا بالاخره منجر به اراده و حركاتى در ظاهر بدن كه مظهر آن تمايل و آن انديشه است مىشود و همچنين وقتى كه بدن آماده انجام اعمالى كه منجر به توليد مثل مىگردد بشود حيوان بدون آنكه از احتياج طبيعى بدن خود آگاه شود و بدون آنكه نتيجه طبيعى عمل خود را كه بقاء نوع است بداند فقط احساس مخصوصى در خود مىيابد و انديشه كارى كه منجر بارضاء تمايل نفسانى وى است در وى پديد مىآيد تا بالاخره آن تمايل و آن انديشه منجر به انجام اعمال