تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
به شعبه هاى گوناگون ديدن و پسنديدن و شيفته شدن و برد و باختهاى مهر و بيوفائى راز و نياز وصل و جدائى مىگذرد و پس از آن اگر يك مرد سياستيم رل سياست را در دست گرفته و پيوسته مراقب سياست جهان بوده و انديشه اى بجز پيروزى سياسى نداريم و اگر يك فرد بازرگانيم همه روزه سرگرم انديشه داد و ستد و پرورش
شرح
رفع نيازمندى طبيعت رهبرى مىكند مثلا حيوان براى رشد و نمو به مواد غذائى احتياج دارد كه از خارج بايد تهيه شود بموازات اين احتياج طبيعى ميل به غذا و لذت از خوردن آن در دستگاه نفسانى وى هست و آن تمايل است كه هيجان آميخته به لذتى در حيوان ايجاد مىكند و حيوان براى ارضاء آن تمايل بجانب غذا حركت مىكند و آن را در اختيار دستگاه هضم قرار مىدهد و يا آنكه در دستگاه طبيعت وى جهاز ديگرى است بنام جهاز تناسل و اين جهاز بقاء نوع حيوان را تامين مىكند بموازات اين جهاز طبيعى در دستگاه نفسانيات حيوان غريزه و تمايل مخصوصى هست بنام غريزه جنسى و ميل جنسى اين تمايل در موقعى كه جهازات طبيعى آماده انجام دادن وظيفه خود براى بقاء نوع است هيجانى در حيوان پديد مىآورد و حيوان براى آنكه آن تمايل را ارضاء و آن هيجان را تسكين دهد بدنبال عملى كه اين نتيجه را مىدهد ميرود . خلاصه اينكه بموازات احتياجات طبيعت حيوانى يك سلسله تمايلات و غرائز مخصوص در وجود حيوان است كه وجود آن احتياجات را اعلام و حيوان را وادار به تكاپو و جنبش مىنمايد البته نمىخواهيم مدعى شويم كه تمام تمايلاتى كه در وجود حيوان و بالاخص انسان است بازاء يكى از احتياجات طبيعى است زيرا تمايلاتى در وجود انسان هست كه مبناى طبيعى نمىتوان براى آنها پيدا كرد و آن تمايلات نماينده يك احتياجات وجودى ديگرى در انسان است علاوه بر احتياجات طبيعى و هم در مقام بيان اين جهت نيستم كه از تمايلات زيادى كه در وجود حيوان هست كداميك از آنها اصلى و كداميك فرعى است و اساس تمايلات حيوان و بالاخص انسان چيست و شايد در اين مقاله جائى برسد كه در اطراف اين دو قسمت كه از مهمات مسائل علم النفسى و فلسفى است بحث كنيم بلكه مدعاى ما در اينجا اينست كه بازاء هر يك از احتياجات طبيعى حيوان كه از راه حركت و تكاپو و جنبش حيوان بايد تامين بشود تمايلات و غرائزى هست كه حيوان را وادار و به طرف اعمالى كه نتيجتا آن
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 174 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى