تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
فرقى كه بديهيات با نظريات دارند اينست كه نظريات براى دريافت ماده و صورت مستمند ديگران هستند ولى بديهيات ماده و صورت را از خود دارند چنان كه در طبيعت هر تركيب مفروض مستمند آخرين ماده تحليلى بوده ولى ماده ديگر ماده نمىخواهد بلكه خود ماده است پس سنخ احتياج هر قضيه به قضيه استحاله اجتماع و ارتفاع نقيضين اول الاوايل باصطلاح فلسفه غير از سنخ احتياج نظرى به بديهى مىباشد كه احتياج مادى و صورى است . توضيح اينكه ما اگر يك برهان رياضى را مثلا با نتيجه اش در نظر گرفته و مورد بررسى قرار دهيم و با تامل كافى چشم
شرح
گرايش پيدا كند بنا بر تقرير دوم اين مسئله و نقيض اين مسئله هر دو براى ذهن على السويه است و همانطورى كه ممكنست اين مسئله قانون علمى باشد مىتوانيم نقيض او را قانون علمى بدانيم و على اى حال از قانون علمى بودن كه معنايش انتخاب يكطرفى ذهن است بيرون خواهد رفت . اصل امتناع تناقض تكيه گاه تمام احكام بديهى و نظرى ذهن است صدر المتالهين در مقام تمثيل مىگويد نسبت اصل امتناع تناقض با ساير اصول و تصديقات بديهى و نظرى مانند نسبتى است كه در عالم اعيان ذات واجب الوجود با ساير موجودات دارد يعنى معيت و قيوميت است كه اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها حقيقت هم همين است زيرا اگر اين اصل را كه زير بناء حقيقى تمام اصول فكرى است از فكر بشر بيرون بكشيم جز شك مطلق و تصورهاى درهم و برهم و عارى از تصديق يا تصديقهاى درهم و برهم و عارى از انتخاب چيزى باقى نمىماند و حقا بايد نام اصل الاصول بوى داده شود . اصل امتناع تناقض مورد قبول تمام اذهان بشرى است و واقعا نمىتوان انسانى را پيدا كرد كه در حاق ذهن خود منكر اين اصل باشد يعنى ممكنست انسانى پيدا شود كه بواسطه عروض شبهات از اين حكم فطرى ذهن خود غفلت كند و يا وجود آن را انكار كند ولى ممكن نيست كه انسانى پيدا شود كه واقعا در ذهن خود اين حكم را نداشته باشد دانشمندان جهان از قديم و جديد تجربى و تعقلى وجود چنين اصلى را در فكر بشر منكر نشده‌اند از